منوریل تهران

بالاخره شهردار تهران چیزی را که همه به آن رسیده بودند را رسما اعلام کرد و گفت: منوریل قابل اجرا نیست. همینکه این حرف از دهان آقای قالیباف درآمد یک عده از ژورنالیست های کم ظرفیت سر و صدا راه انداختند که پس تکلیف آن 12 میلیاردی که تا به حال هزینه شده چه می شود؟ خسارت مجری پروژه را کی می دهد؟ این گودال ها را کی پر می کند؟... و از این حرفها.


اتفاقا به نظر ما هرچند که منوریل قابل اجرا نیست، ولی پولی که تا بحال صرف آن شده نه تنها تباه نشده که فایده رسانی آن بسیار بیشتر از آن چیزی خواهد بود که برایش در نظر گرفته بودند. مگر برج کج پیزا صدها برابر بیشتر از برج های بزرگتر و راست تر به مردم ایتالیا سود نرسانده؟ مگر برج ایفل که در ابتدای ساخت به خاطر عدم کاربرد مورد انتقاد شدید پاریسی ها بود به نماد فرانسه و عاملی برای جذب میلیون ها توریست تبدیل نشده؟
چرا ما نتوانیم گودال های عظیم منوریل در صادقیه را به یک نماد تبدیل کنیم؟ مثلا نماد مدیریت ضرب الاجلی ! و روز 17 اسفند (روزی که شهردار وقت در سال82 به هر ضرب و زوری که بود طرح منوریل را در شورای شهر به تصویب رساند) در آنجا مراسم خاصی برگزار کنیم و همه با هم آواز بخوانیم:


هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان                  گودال منوریل را آیینه عبرت دان!

ربنا علیک توکلنا
 

اطلاعيه

امروز كه رفته بودم دانشگاه اطلاعيه اي تو بورد زده بودن راجع به درس زمين شناسي :همون طور كه قبلا  گفته بودم روز كلاس پنج شنبه هاست وساعت كلاسها هم اينه :  

  ((  گروه ۱ ساعت ( ۱۰-8 )و گروه ۲ ساعت (۱2-۱۰) ))

در ضمن برا گرفتن بر چسب پشت كارت دانشجويي هم بايد تاييديتون رو استاد راهنما امضا كنه و از آموزش (آقاي مينايي) بر چسبو بگيرين. برا ورودي دانشكده هم دارن يه در بزرگ فلزي نصب ميكنن.خوابگاه هم اونطور كه بچه هاي مكانيك مي گفتن از چهارم  پنجم مهر راه ميفته.                   

 ((روز حذف و اضافه  نهم و دهم مهر))

نرگس...

و بالاخره سریال پر کش مکش «نرگس» در ایستگاه شصت و ششم به پایان رسید، پایانی که البته پیش بینی آن چندان مشکل نبود.

پیشتر در نقدی که با عنوان «فاجعه ای به نام نرگس» نوشته بودم، تصریح کردم که این سریال بدون شک پایانی خوش دارد، پایانی که خدا را شکر، همه چیز آن به خوبی و خوشی به پایان می رسد، بدان به نتیجه اعمال ننگین خود می رسند و خوبان نیز، به بهترین شکل، نتیجه اعمال نیک خویش را از پروردگار می گیرند.

در اینجا، بد نیست سرنوشت کاراکترهای مختلف «نرگس» را یادآوری کنیم.

سرنوشت نرگس: او به خوبی و خوشی در کنار شوهر بزرگوارش که مثل خودش فرشته و فضول است، به زندگی خود ادامه می دهد.

 

سرنوشت نسرین: نسرین با گوش کردن به نصایح خواهر بزرگش، گذشته اش را فراموش و زندگی بسیار خوبی با بهروز شروع کرد.

 

شوکت: او که شر مطلق بود، پس از خروج از زندان، تبدیل به انسان خوبی شد که آزارش به هیچ کس نمی رسد. گرچه او تاوان کارهای بد خود را دید و سکته کرد!

 

بهروز: او پس از آن که فهمید ایدز ندارد، بلیط خود برای سفر به ایتالیا را باطل کرد و مجدداً با نسرین ازدواج کرد. واقعاً باید دید چه کسانی، ( شاید سازندگان «نرگس») شایعه بیماری ایدز «بهروز» در جامعه راه انداختند تا پایانی دلپذیر تر برای مخاطبانش، ارمغان آورد.

 

مادر بهروز (اعظم) : او هم چنان تاوان گناهان خویش را می دهد!

 

مجید: او همچنان کینه «شوکت» به دل دارد.

 

خواهران بهروز: آنان نیز به خوبی و خوشی به زندگی خود ادامه می دهند. ضمن آن که یکی شان نیز این اواخر بچه دار شده و زندگی شان از اینی که هست، بهتر می شود.

 

....خدا را شکر، همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد. یک فیلم هندی به تمام معنا. یکی از شاخصه های فیلم هندی، گذشت اتفاقات ناگوار در بخش عمده داستان و در ادامه خوب شدن همه چیز در اواخر داستان. یعنی اگر فیلم هندی و البته آثار آقای سیروس مقدم را می بینید، اگر دیدید داستان دارد به نقطه ای می رسد که همه چیز، خوب می شود بدانید پایان داستان نزدیک است. «نرگس» نیز چنین بود. هر اتفاق بدی که بود در طول 63 قسمت افتاد و تنها در 3 قسمت پایانی، هر چه که اتفاق افتاد خوب بود.

بهر حال، نرگس تمام شد. با همه بدی هایش و شاید با همه خوبی هایش که بدون شک بخش عمده ی شاخصه های نیکش، بازی بی نظیر بازیگرانش است. بازی استثنایی «حسن پورشیرازی» در نقش «شوکت» و همچنین بازی درخشان «عاطفه نوری» در نقش «نسرین»، برگ زرین سریالی است که 70 روز پی در پی، هرشب از تلویزیون ایران پخش شد و مخاطبان بی شماری را به پای تلویزیون ها کشاند.

مخاطبان این سریال، بی تردید از امشب راس ساعت 22.45 دقیقه ناخودآگاه شبکه سه را می بینند و دلتنگ «فرشته بازی ها و البته فضولی های نرگس»، «شلوغ کاری های شوکت»، «پنهان کاری های نسرین»، «بغض های بی مزه بهروز» و «فضولی های خانواده بهروز» خواهند شد.

 

در پایان، باید یادی هم از مرحومه پوپک گلدره کرد که حضور او مهمترین دلیل پربیننده بودن این سریال بود. روحش شاد

 

به نقل از وبلاگ رندانه

همه جا نرگس

http://links.p30download.com/archives/2006/09/4057.php

حذف پرچم ایران از روی بازوی انوشه انصاری

پرچم ایران از بازوی انوشه انصاری حذف شد.

این اقدام درپی فشارهای سیاسی آمریکا و روسیه برای حذف پرچم ایران از روی بازوی راست انوشه انصاری صورت پذیرفت .

این درحالی است که فشار سیاسی برای حذف پرچم کشوری که فضانورد به آنجا تعلق دارد امری غیرعادی و نامعمول در چنین سفرهایی بشمار میرود.

پیش از این نیز فضانوردانی با تابعیت کشورهای مختلف دست به چنین کاری زده و بر روی دیگر بازوی خود علاوه بر پرچم کشور اعزام کننده پرچم کشور خود را نصب کرده اند که تا کنون با هیچ واکنش سیاسی روبرو نبوده اند.

 

انوشه انصاری با تائید این مطلب گفت : این فشارها موجب شده تاپرچم ایران از روی بازوی یونیفرم اصلی حذف شود.

 

وی شکاف سیاسی موجود میان ایران و آمریکا را عامل این فشارها عنوان کرده و ادامه داد:دراین سف رپای پیام های سیاسی را به میان نخواهد آورد.

 

انصاری که گویا به جاماندن ازسفری که سالها آرزویش بوده تهدید شده است باحذف پرچم کشورش از بازوی خود موافقت کرد.

 

گفتنی است پیش از این انصاری در تمامی تمرینات خود از لباسی که مزین به پرچم سه رنگ ایران عزیز بوده استفاده میکرده و ممانعتی در کار نبوده است .

 

اعمال این فشار در دقیقه نود برای تحمیل این خواسته سیاسی به این زن ایرانی بمنظور قراردادن درشرایط سخت برای وی صورت گرفته است .

 

این عملکرد مسوولین آمریکا و روسیه نفرت ایرانیان را از برخورد سیاسی در مواجهه با مسایل علمی بهمراه دارد.

 

انصاری صبح دوشنبه به فضااعزام شد تا نام اولین زن ایرانی فضانورد را به خود اختصاص دهد.

 

                            به نقل از رندانه

چرا سفر "انوشه انصاری"اهمیت دارد؟

داسيکو انموتو به دليل رد شدن در آزمون هاي پزشکي از سفر به فضا باز ماند تا بانوي مطرح ايراني کمتر از 10روز ديگر عازم مدار زمين شود و لقب نخستين بانوي فضاگرد جهان و نخستين ايراني فضانورد را به خود اختصاص دهد.
انوشه انصاري بيش از 2 دهه موفق را در مديريت و تاسيس مجموعه اي از شرکتهاي مختلف در حوزه
ITسپري کرده است تا بتواند به روياهاي خود جامه عمل بپوشاند. او هم اينک تيتر مهمترين رسانه هاي جهان را به عنوان نخستين بانوي فضانوردي که به طور خصوصي عازم فضاست ، به خود اختصاص داده است.
روز 27 شهريور (18سپتامبر) او براي اقامتي 8 روزه بر عرشه ايستگاه بين المللي فضايي ، سفر خود را آغازخواهد کرد. او يکي از اعضاي اصلي مسافران کپسول سايوز و-
TMA
است که از مرکز کيهان نوردي بايکونور در قزاقستان به فضا پرتاب خواهد شد. همراهان او در اين سفر، مايکل لوپز آلگريا، فضانورد ناسا (سازمان فضايي امريکا) و ميخاييل تورين ، کيهان نورد روسيه خواهند بود.
انوشه چهارمين گردشگر فضايي است که عازم فراسوي مدار زمين خواهد شد و همچنين لقب نخستين فضانورد ايراني را از آن خود خواهد کرد و علاوه بر آن از او به نام نخستين سفير فضايي ياد خواهند کرد.او 6 ماه دوره آماده سازي خود براي اين سفر را در مرکز آموزش هاي کيهان نوردي گاگارين در شهر ستارگان روسيه و همچنين مرکز فضايي جانسون در هيوستون ايالت تگزاس امريکا سپري کرده است تا آماده اين سفر ماجراجويانه شود و اين گونه است که اين روزها بسياري از مردم درباره او مي شنوند و مي خوانند و براي بسياري از آنها سوالهاي فراواني ايجاد مي شود و حرفها و شايعات زيادي نيز درباره او و سفر تاريخي اش مي شنوند که شايد بجا باشد درباره برخي از آنها بحث کوتاهي شود...
ادامه نوشته

دانستنی هایی راجع به برج ایفل...

نگاه کلی به برج ایفل

 

برج ایفل برجی فلزی است که در یک فضای سبز عمومی در مجاورت رود سن در پاریس بنا شده است.ایفل مرتفع ترین بنای پاریس در زمره مشهورترین نمادهای جهان است که امروزه از مهمترین مراکز جذب توریست به شمار میرود.نام ایفل در حقیقت بر گرفته از نام گوستاو ایفل طراح این برج با شکوه است.

 

اعداد و ارقام

 

برج ایفل با 300 متر ارتفاع تقریبا معادل یک ساختمان 70 طبقه می باشد با انضمام یک انتن 24 متری که در بالای ان قرار گرفته ارتفاع کلی برج به 324متر یک ساختمان 81 طبقه میرسد.

 

تولد برج ایفل

 

ایفل در سال 1889 به عنوان مرتفع ترین برج جهان بنا شد و این عنوان را تا سال 1930 که اسمان خراش کراسیلر با319 متر ارتفاع در شهر نیویورک ساخته شد حفظ کرد.اما در شهر پاریس کماکان رتبه اول را به خود اختصاص داده است.

 

یک چیز درباره برج ایفل

 

بسته به دمای محیط اطراف نوک برج ممکن است بر اثر انبساط فلزات در قسمتی از برج که به سمت خورشید است تا 8 سانتی متر تغییر مکان داشته باشد.

 

تاریخچه ایفل

 

این بنا بین سالهای 1887تا1889 به عنوان در ورودی یک نمایشگاه بین المللی که به مناسبت یکصدمین سالگرد انقلاب فرانسه بر گزار می شد.ایفل در روز 31 ماه مارس سال1889 افتتاح شد و از 6 ماه مه همان سال در معرض بازدید عمومی قرار گرفت.

 

تاریخچه ایفل

 

300کارگر با استفاده از تعداد سه میلیون و پانصد میخ و پرچ و18038 قطعه فلز ساختمانی را به هم متصل کردند.عملیات ساخت چنین بنایی بدون شک با خطرات بسیاری همراه بود.زیرا بر خلاف اسمان خراش های عادی این برج رو باز و بدون طبقات میانی بنا شده و عملا به دو طبقه در پایین ان قرار دارد چیز دیگری به چشم نمی خورد.

 

حادثه در ایفل

 

به دلیل دقت و احتیاط فراوانی که در ساخت بنا به منظور حفظ جان کارگران به عمل امده است این برج عظیم تنها یک نفر تلفات داشت ان هم در زمان نصب اسانسوری که توسط بزرگترین شرکت سازنده اسانسور در جهان انجام شد.

 

ویژگی ها و نکات برج ایفل

 

ایفل دارای دو رستوران است که یکی واقع در 95 متری بالای سطح دریا و دیگری یک رستوران فرانسوی بسیار گران قیمت مجهز به اسانسورخصوصی است .

 

بین سالهای 1925 تا 1934 تابلوهای تبلیغاتی شرکت سیتروئن به عنوان مرتفع ترین بیل بوردهای جهان زینت بخش سه وجه برج بودند.

 

در سوم ژانویه سال 1956 قسمت بالای برج طعمه حریق شد. در سال 1959 انتن رادیویی فعلی به بالای برج افزوده گشت در سال 2000 نور افکن های  پر قدرت در برج نصب شد. از ان  تاریخ تا کنون هر شب نمایشی از نورهای رنگارنگ برج بر فراز اسمان شهر پاریس اجرا می شود. در 28 نوامبر سال 2002 شمار بازدیدکنندگان ایفل به 200 میلیون نفر رسید. در ساعت 7:20 بعد از ظهر روز 22  ژوئیه سال 2003 در اتاق تجهیزات فرستنده رادیویی ایفل اتش سوزی رخ داد و فرو نشاندن اتش 45 دقیقه به طول انجامید. خوشبختانه این واقعه تلفات جانی به دنبال نداشت.

 

و در نهایت یه عکس بسیار زیبا از این برج توسط بزرگ ترین عکاس دنیا ریچارد مانسفرد در بخش ادامه ی مطلب...

ادامه نوشته

خواندنی ها و شنیدنی ها (4)

جالب است بدانید که...

 

·        دانشمندان دانشگاه پلی تکنیک هنگ کنگ, پارچه ی جدیدی اختراع کرده اند که می تواند خود به خود تمیز شده و ذرات گرد و غبار را تجزیه کند. این پوشاک با استفاده از فن آوری نانو ساخته شده است و می تواند به طور چشم گیری به کاهش فرایند شست و شو منجر شده و در نتیجه در حفاظت محیط زیست نقش مهمی ایفا کند.

·        کد کشور روسیه 007 است.

·        اگر سرسوسک را قطع کنند چند روز زنده می ماند.

·        پیرترین کارگر کشور انگلیس چندروز پیش یکصدمین سالگردتولدش را جشن گرفت.این مردکه صاحب 17 فرزند و 70 نوه و نتیجه است در سن 97 سالگی تقاضای بازنشستگی کرد اما پس از بازنشسته شدن بسیار بداخلاق شد به همین دلیل بلافاصله به همان تعمیرگاهی که سال ها در آن کار می کرد بازگشت.

·        توماس ادیسون از تاریکی وحشت داشت.

·        آدامس توسط یک فرمانده ی جنگی اختراع شد.

·        . آخرین سوره که بر پیامبر نازل شد و به سوره ی "تودیع" معروف است سوره ی نصر می باشد.

·     کوچک ترین جمهوری جهان نائورو  است که در 31 ژانویه 1986 میلادی استقلال خود را به دست آورد. مساحت آن 2129 هکتار است و یک درجه زیر خط استوا در غرب اقیانوس آرام قرار دارد و کل جمعیت آن 9000 نفر است.

·        بوقلمون تنها پرنده ای است که تنها نر این موجود توانایی دارد غذا را بجود و قورت دهد.

·        صدای اردک اکو ندارد.

·        ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما 16 سانتی متر تغییر می کند.

·        بیشترین حرفی که در قرآن به کار رفته است حرف الف با 48800 بار است.

ادامه نوشته

اندر حکایت گدایان پایتخت

از انجایی که یکی از بحث های جدی در یکی دو ماه پیش در کلان شهر های ایران (از جمله تهران - اصفهان- مشهد و حتی همدان و....) موضوع تکدی گردی برخی افراد سود جو بوده است دیدم بد نیست یه شعر در مورد این قشر مستضعف جامعه (!)براتون بگم (اشتباه نکنید شاعرش من نبودم اسم شاعرشم رو هم نمی دونستم وگرنه حتما ازشون یاد می کردم ) البته اینو هم بگم که اگر چه این شعر مخصوص گدایان تهرانی است اما به نظر میرسه گدایان پروازی (همون گداهای عزیزی که هفته ای یه بار با پرواز مستقیم به تهران می ایند و اخر هفته هم میرن در کانون گرم خانواده هایشان) هم مد نظر بوده است!!

                                           

           گدا (اعم از ایرانی - پاکستانی - افغانی- عراقی و....) 

 

میرود ازهر طرف رقصان و با لنگر گدا      

                                          از دو سویت می رود این ور گدا اون ور گدا

گر دهی کمتر ز ده تومان حسابت می رسد

                                           می کند گردن کلفتی می کشد خنجر گدا

با صدای دلخراشش ضجه مویه می کند

                                            راستی در ضجه مویه می کند محشر گدا

لعن و نفرین می کند گر قلب او را بشکنی

                                            می کند محرومت از سرچشمه ی جنت گدا

هست دایم با خبر از قیمت ارز و طلا

                                            داند از هر شخص دیگر نرخ را بهتر گدا

گر روی در خانه اش اطراف شمران یا ونک

                                            دسته کم دارد سه تا منشی دو تا نوکر گدا

در صف بنزین اگر با او بداخلاقی کنی

                                             می کند لاستیک ماشین تو را پنچر گدا

گر گدایان را برای پول در صف کنی

                                             صف کشد از شرق ری تا غرب بابلسر گدا

بهر خارانیدن ران چون بری دستی به جیب

                                              با هیاهو می رسند از راه یک لشگر گدا 

خود کفا شد از گدا این شهر و من دارم یقین

                                               می شود از سال دیگر صادر از کشور گدا

 

 امیدوارم مثل دانشگاه شعر پیش گذرتون به چنین گدا هایی هم نیفته     

ریشه

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام .وساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است.باریشه چه میکنید؟گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرندهاید پروازراعلامت ممنوع می زنیدباجوجه های نشسته دراشیان چه میکنید.گیرم که میکشید گیرم که میبرید گیرم که میزنید بارویش ناگزیر جوانه ها چه میکنید.

چند زلزله بزگ دنيا را روي مانيتور امتحان کنيد

سلام این لینک رو حتما ببینین.از سایت عمران شمال (پایگاه اطلاع رسانی عمران شمال کشور ). فکر کنم که کار خودشون باشه...شایدم از جایی گرفته باشنش در هر صورت امیدوارم خوشتون بیاد...

توهین به ملیت

امروز ظهر وقتی اخبار را از تلویزیون تماشا کردم خواستم قبل خاموش کردن تلویزیون همه شبکه ها رو یک بار مرور کنم که به طور اتفاقی  با برنامه ای برخورد کردم که داشت از شبکه 2 پخش میشد و محتوای اون به تمسخر گرفتن برنامه های شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بود.که البته  محتوای این برنامه هم چندان اهمیت نداره .اما  ناگهان چیزی توجه من رو بخودش جلب کرد که اصلآ نمی تونستم اون رو باور کنم. بازیگری که داشت با حرکات سبک ودلقک بازی ادای مجری های ماهواره رو در می آورد پشت سرش تصویر بسیار واضحی از پاسارگاد (آرامگاه کوروش کبیر )قرار داده شده بود و با تلفیق کردن مسخره بازی های مجری با این تصویر  اهانتی آشکار رو علیه ارزشهای تاریخی مردم ایران ترتیب داده بودند که حتی هیچ کدوم از رسانه های خارجی تا حالا به خودشون اجازه چنین اهانتی رو نداده اند. و واقعآ جای تعجبه که تاریخ و هویت مردم ایران این چنین توسط صدا و سیمای ایران مورد حمله قرار میگیره واین رسانه که مسئولان با پر رویی اون رو رسانه ی ملی خطاب میکنند حالا اونقدر گستاخ شده که ارزش های تاریخی و ملی مردم ایران روــکه حالا ارزشهای جهانی تلقی میشند و مورد احترام تمام مردم دنیا هستندــ این چنین مورد اهانت قرار بده وهیچ کس هیچ اعتراضی نکنه تا اونها به هدف از پیش تعیین شدشون که نابود کردن تاریخ شکوهمند مردم ایرانه برسند.به طوری که الان هر کس کوچکترین تعصبی نسبت به وطنش داشته با شه نسبت به اهداف شوم اونها حساسیت نشون میده.

 گویی ما باید منتظر باشیم تا خارجی ها از تاریخ و هویتمون در برابر این حمله ها دفاع کنند!انگار ما باید امید وار باشیم تاریخمون در  حافظه ی خارجی ها باقی بمونه!  البته این اولین بار نیست که مولفه های تاریخی و ملی ایران مورد بی احترامی مسئولان صدا و سیما قرار می گیره اما امید وارم آخرین بارش باشه..! هرچند میدونم که نیست!  ........
                                                              
                                                                   ...بگـــــــــــو....
                                                                             بگو اگر چه به جایی نمیرسد فریاد!!

سرنوشت!!

مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبديل می شوند،

مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبديل می شوند،

مراقب کردارت باش آنها به عادت تبديل می شوند،

مراقب عادتت باش آنها به شخصيت تبديل می شوند،

مراقب شخصيتت باش آنها به سرنوشت تبديل می شوند !

و اما شرق...

چند روزیه که دیگه

رو نمی بینیم. به خاطر این:

بر گرفته از وبلاگ رندانه

زمین شناسی مهندسی و...

طبق آخرین صحبتهایی که با آقای دکتر طهماسبی استاد زمین شناسی داشتم قراره که کلاس زمین شناسی توی مهر طی چند جلسه پنج شنبه ها برگزار بشه و امتحانشم احتمالا اواخر مهرماهه.کارنامه و برگ تاییدیه انتخاب واحدم  ۲۶ام همین ماه میدن.

در ضمن در مورده ویژه نامه ای که هومن پیشنهادش رو داده بود هم با آقای طهماسبی و زارع صحبت کردم که از نظر اونا مشکلی نداره ولی نباید اظهار نظرهای شخصیه بچه ها توش باشه.البته کسب مجوز هم بعهده آموزش دانشکده است که اونم بهتره بعد از آماده شدن مطالب و تایید گروه دنبالشو بگیریم اما هومن جون یه کم باید عجله کنی در ضمن لیست اساتید و... اون طور که آقای زارع می گفت باید عوض شده باشه و اون پارسالیه نیست که باید از گروه بگیری.

دانشگاه هم کما فی السابق در به داغونه(البته خیلی بدتر) و کارگرا مشغولن .معلوم نیست تا کی طول میکشه اما چیزی که جالبه اینه که آخره تابستونیه آقایون به فکره زیباسازی افتادن و ما باید هم چنان خاک بخوریم و منتظر بمونیم کی ساخت وساز تموم میشه.ظاهرا خیابونهای تنگ و باریک گذشته هم میخواد به بزرگراه تبدیل بشه .تابلوی دانشکده مهندسی هم کماکان روی زمین افتاده (بیچاره ورودیهای امسال هم مثل ما باید از صد نفر بپرسن تا دانشکده رو پیدا کنن چون ساختمونه ضایعش به هر چیزی می خوره جز دانشکده تازه اونم مهندسی!!) ضمنا ساخت مسجد دانشگاه که بیشتر از همه فکر دوستان رو درگیر کرده هم پیشرفت قابل توجهی داشته و گنبدش هم تکمیل شده که اگه با کمبود بودجه مواجه نشنو چند تا کارگره افغانی هم استخدام کنن(فقط حیف که غرب کشوریم؟؟!!)و لطف و عنایات مسئولین شامل حالمون بشه به امید خدا و دعای خیر مردم وقتی که نوه دار شدید شاید نوه هاتون بتونن توش نماز بخونن تازه در صورتیکه تغییر کاربری نده وبه دیگر محیطهای فرهنگی تبدیل نشه و از همه مهمتر اگه سازه اش فرو نریزه وتا اون موقع دوام بیاره و آئین نامه ۲۸۰۰ توش رعایت شده باشه.

قصه من و این انجمن

درسته که احسان توی مطلبش با ما بچه های انجمن شوخی کرده بود اما گفتم  شاید بد نباشه که حقیقت را بدونید وبعد خودتون قضاوت کنید.

تو هفته پژوهش بود که یه دفعه با دیدن این صحنه که راهروی گروه عمران محل نمایشگاه بچه های صنایع یک کم بهم برخورد و پیگیر شدم که چرا بچه های عمرانی نه نمایشگاه دارند و نه برنامه ای وچشمتان روز بد نبیند دیدم که انجمن علمی گروه عمران چند سالی هست که تعطیله  پس تصمیم گرفتم که این انجمن رو دوباره راه بیاندازم.اما انجمنی که هیچی نداشت هیچی...... نه اساسنامه ، نه مهر، نه دفتر. من بودم تنها و هیچ کس نبود البته به جزء حسن (آسایش). دنبال کارها بودیم تا اینکه اساسنامه کلی انجمنهای علمی رو گیر آوردم خلاصه بگم که اگه انجمنی توی اون دانشگاه شکل گرفت (چه عمران چه گروههای دیگه) ما پیش قدم بودیم ولی گروههای دیگه همه چیز داشتند و ما دست خالی. بچه های صنایع ،سال بالایی هاشون رو داشتند ، مکانیکی ها هم خوب دیگه بالاتر از رئیس دانشگاه کی رو می خواند؟اما ما توی اون دوره زمونه حتی مدیر گروه هم نداشتم.خوب دیگه ولی قرار شد تا قبل از عید ثبت نام انجام بشه و بچه های انجمن بعد از انتخابات مشخص بشند اما چشمتون روز بد نبیند که دیدیم استقبال عمومی بسیار گسترده و در حدود مایل به یکی دو نفر بود کم کم داشتم نا امید می شدم خیلی بده واقعاً بده که 80 نفر آدم هیچ کی دلش به حال خودش نسوزه(وااسفا) من که کم کم از  بچه ها ناامید شده بودم و درست حسابی بچه های عمرانی مخصوصاً خانم ها رو نمی شناختم تصمیم گرفتم که خودم یه تیم تشکیل بدم و با اون بچه ها کار کنم (البته اونایی که می شناختم کاری هستند، البته بعضی هاشون زیاد کاری از آب در نیومند) خوب دیگه در بیابان لنگه کفش هم غنیمتی است(البته جسارت نباشه) اولش قرار بود که ما 84ی ها 4 نماینده و 83 ی ها سه نماینده بدند و با هم یه ائتلاف تشکیل بدیم وبزنیم تو کار انتخابات.خوب دیگه قول و قرار بچه های 83 هم تو خالی از آب دراومد ما هم مجبور شدیم با یه گروه 84ی کار کنیم.دنبال بعضی ها هم رفتیم که عده ای ناز کردند. خلاصه من بودم و4 نفر که همه اونها هم آقا بودند (خودمان را می گم:من و حسن و مهدی و محمد)خیلی جالبه که آدم برای یه کار دسته جمعی بیاد از عده ای بخواد برای به حدنصاب رسیدن کاندیداها بیایند در انتخابات شرکت کنند و کاندیدا بشوند راستش رو بخوایید خیلی برام جالب بود.می پرسید برای  چی ؟ برای این که چهار نفر از عمرانی های در آستانه مشروطی واخراجی هم کاندید شده اند (80ی بودند) البته نمیدونم منظورشون چی بوده ولی فکر کنم چیزی به جز منفعت طلبی چیزی نبوده اما حالا با قطعیت می تونم خدمت اون عزیزان که هر چی باشه سال بالایی ما هستند یا بهتره بگیم بودند عرض کنم بهترشد که آقای عبداللهی اجازه حضور در انتخابات این جانبان را نداد  بالاخره این نگرانی من برطرف شد وانتخابات می شد که برگزار بشه چون انگاری دو سه نفر که نه پنج شش نفر از خانمها فکر کنم برای جنجالی شدن انتخابات بود که لحظه آخر برای ثبت نام آمده بودند.

انتخابات به خاطر نبود آقای عبداللهی و مسافرت تشریف داشتن ایشون برگزار نشد چون نه مجوز داشتیم نه صندوق پس انتخابات موکول شد به بعد از عید که ما تا یه کم جنبیدیم انتخابات قرار شد برگزار بشه. حالا جالب تر از همه اینکه دو نفر از سال بالایی های گرام و عده ای از دوستان روز قبل از انتخابات آمده بودند و رخصت حضور در انتخابات را می خواستند و ما به خاطر اینکه زمان نام نویسی تمام شده بود فرصت نگفتیم .

 حال نمی دانم شما کاغذهای نام نویسی در انتخابات و شرکت در انتخابات را دیدید یا نه ولی آن اوراقی که ما به خرج جیب خود چاپ نمودیم چیزی متجاوز بر 30 برگه شد حال اگر شما دوستان واقعاً آن برگه ها را ندیدید پس حق دارید که سلطه همه جانبه مکانیک را حتی بر در و دیوارهای گروه عمران نبینید و راست گفته اند که خلایق را هر چه لایق.   

وقتی می خواهی برای انتخاباتی در حد یک گروه دانشگاهی نه حتی دانشکده ای (چون متاسفانه دانشگاه ما چیزی به عنوان دانشکده ندارد!!!؟؟)باید هزار ویک نفر را ببینی و هزارو صدویک امضاء خدا به عزیزان در وزارت کشور صبر عجیل عطا نماید(اللهی آمین)     

یا ایها المسلمون ، یا ایها الذین آمنوا

حال گناه بنده بوده که دلم به حال وضع خودمون سوخت گناه بنده بود که خواستم انتخابات را که وظیفه انجمن قبلی که با وضع موجود انگار از دانشگاه متواری گشته اند یا انگار دل پری از عزیزان بوعلی داشته اند که حتی حاضر نشدند نه که اسمی بلکه مهری بهر یادگار برای آیندگان به میراث گذارند.این کناه من بود که دنبال این کارها رفتم و صدها کار دیگه فقط برای خودمان.........................

پس بیایید با خودمون کمی رو راست باشیم اگه گناه از ما بوده ما رو به خیر و شما را به سلامت ولی اگه کم کاری از شما پس بسم الله.

 

خواندنی ها و شنیدنی ها (3)

جالب است بدانید که...

 

·         Blogger اولین سایتی است که در سال 1999 توسط اوان ویلیامزراه اندازی شدوبرای اولین بار موجودی به نام وبلاگ را به جهان اینترنت معرفی کرد.

 

·        یک پسر 14 ساله به عنوان کوچک ترین انسان جهان معرفی شد.قد این نوجوان تنها 50 سانتی متر است. این پسر در حین تولد تنها 600 گرم وزن داشت و در حال حاضر وزن او در حدود 5 کیلوگرم است. قرار است وی به همراه پدرش به سراسر شهرهای نپال سفر کنند تا این که برای تامین مخارج زندگی خود پول جمع آوری کند.

·        در آیه ی 154 سوره ی آل عمران و 29 سوره ی فتح تمام حروف الفبای عربی آمده است.

·        دانشمندان ژاپنی در حال ساخت کامپیوتری هستند که قادر است آب و هوای کره ی زمین را تا 100 سال اینده پیش بینی کند. ساخت این کامپیوتر تا سال آینده به پایان می رسد.البته لازم به ذکر است این کامپیوتر قادر به پیش بینی جزئیاتی مانند افتابی یا بارانی بودن آن روز نمی باشد بلکه تنها شرایط کلی اب و هوایی از قبیل گردبادها و طوفان های شدید را پیش بینی می کند.از این رو آن ها با دانستن این مطلب می توانند از قبل اقدامات لازم را قبل از وقوع هر حادثه ای انجام دهند.

ادامه نوشته

بتن انعطاف‌پذير

مي دونم مطالب علمي اخير وبلاگ بيشتر در مورده بتن بوده اما حيفم اومد اين مطلب رو تو وبلاگ نذارم.به بزرگواريه خودتون ببخشيد.البته قسمت با حالش ويديو كليپشه كه پيشنهاد مي كنم حتما دانلودش كنيد و ببينيد (ظرفيتش كمه).

دانشمندان دانشگاه ميشيگان گونه جديدي از بتن مسلح با الياف ساخته‌اند كه از بتن عادي 40 درصد سبك‌تر و در برابر ترك خوردن 500 بار مقاوم‌تر است.این بتن جديد كه "كامپوزيت سيماني مهندسي"، ناميده شده ، به دليل عمر طولاني در دراز مدت از بتن معمولي ارزان‌تر است.

عملكرد اين بتن جديد از يك طرف به دليل وجود الياف نازكي است كه 2 درصد حجم ملات بتن را تشكيل مي‌دهد و از طرف ديگر به اين خاطر است كه خود بتن از موادي ساخته شده است كه براي ايجاد حداكثر انعطاف‌پذيري طراحي شده‌اند. به گفته دانشمندان، بتن جديد كه "كامپوزيت سيماني مهندسي"، ناميده شده ، به دليل عمر طولاني‌تر در دراز مدت از بتن معمولي ارزان‌تر است. به گفته "ويكتورلي" استاد گروه مهندسي سازه "دانشگاه ميشيگان" و سرپرست تيم سازنده بتن، تكنولوژي كامپوزيت سيماني تاكنون در پروژه‌هايي در ژاپن، كره، سوئيس و ايتاليا به كار گرفته شده است. استفاده از آن در ايالات متحده به نسبت كندتر بوده.

بقیه مطلب و ويديو كليپ رو توي ادامه مطلب گذاشتم

ادامه نوشته

ننگ افتخاری

برای او که حاضر غایب است

 

 

این جبر اختیاری ،این ننگ افتخاری

 این جنبش درونم ،این شور بیقراری

 

بگزیده ام برایش ،تا جان کنم فدایش

یا بفکنم به پایش ،ازعشق چون شراری

 

ای آنکه ازچشم تو ،مست است جهان هستی

بر سوی مستت نگر ،چون خواندت به زاری

 

این جام از می تهی ،مخمور چشمان توست

کی می کنی نصیبم، حالی ز می گساری

 

ای وعده داده بر من ،این وعده ات به یاد آر

در کنج خلوتی بود، با من ترا قراری

 

در دام دوری تو، گشتم اسیر حسرت

کی خواهی آخر آمد، با شیوه ی عیاری

 

مجنون رنج دیده ،در کنج غم خزیده

خیزو بشوی دو دیدیه ،کز راه رسد نگاری

 

آن قهر از سر ناز ،وان گفتن مگو راز

آید به سوی من باز، وز روی مهرویاری

 

آن عدل وعده داده، وان جام پرزباده

دردست منجی من، گردد به کامم جاری

 

رامین ولیزاده

 

سرانجام سد باستاني "جره" رامهرمز در هاله اي از ابهام قرار دارد

سد باستاني "جره"‏ واقع در رامهرمز خوزستان، سازه اي منحصر به فرد و به جا مانده از دوره ساسانيان است كه به علت مصالح خاص به كار رفته در آن با يكهزار و 700 سال قدمت هنوز سالم و پابرجاست.

اين اثر ارزشمند كه در سال 1378 با شماره 2542 در فهرست آثار ملي به‏ ثبت رسيده است، از مهمترين سازه هاي باستاني كشور محسوب مي شود.

ادامه نوشته