آزمون شخصیت

ببینید چگونه اولویت‌های شما درباره شکل‌ها و ترکیب و اندازه آنها می‌تواند معرف شخصیت شما باشد. جوابها رو بعدا توی بخش نظرات قرار می دم.

 
     
 
1-

شما دریا را با چه رنگی تشریح می‌کنید؟
(آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود؟)

   
2- دلتان می‌خواهد در کدام قسمت کوه باشید؟
   
3-

چه شکلی را دوست دارید؟
(دایره، مربع یا مثلث؟)
دلتان می خواهد این شیء چقدر بزرگ باشد؟
و از چه جنسی ساخته شده باشد؟ (چوب، شیشه، الماس یا فلز؟)

   
4-

در ذهن شما اسب چه رنگی است؟
(قهوه‌ای، سیاه یا سفید؟)

   
5- فرض کنید در راهرویی راه می‌روید. دو در را می‌بینید. یکی در 5 قدمی سمت چپ‌تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. یک کلید روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می‌دارید؟
   
6- توفانی در راه است. کدامیک را انتخاب می‌کنید: یک اسب یا یک خانه؟
   
7- این رنگها را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بنویسید: قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید.

تبلیغ خمیر دندان

بدون شرح

اول از خود شروع کنیم!!!

سلام به همه ی دوستان.

امیدوارم خستگی امتحانات از تنتون دراومده باشه و بتونید از تابستون کمال استفاده را ببرید و این مطلب کوتاه به قول علیرضا به درد بخوره و سازنده باشه!!!  

سر قبر شخصی نوشته شده بود :

کودک که بودم می خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلی بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگی تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد می توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

روانشناسی امضا ها  

  سلام ......

یک سوم تابستون تموم شد ما هنوز هیچی ازش نفهمیدیم !!! الان که دارم براتون گزارش می کنم نقشه ها در حال تحویل دادن به استاد است و من هم بعد از انجام این ماموریت غیر ممکن !!! هیچ کاری را واجب تر از مطلب گذاشتن تو وبلاگ ندونستم ؟؟ امیدوارم به عنوان یه مطلب تابستانی بدرد بخور و سازنده باشه ( حداقل به نظرم باعث میشه دقتتون بیشتر بشه !)

۱۰ نکته برای رواشناسی شخصیتی افراد از طریق امضا هایشان :

  1. اگر کسی در جهت حرکت عقربه های ساعت امضا می کند به این مفهوم است که این فرد انسان با منطقی است .
  2. اگر کسی در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت امضا می کند به این مفهوم است که این فرد با منطق میانه ی خوشی ندارد.
  3. اگر کسی در امضا یش از خط های عمودی استفاده می کند این فرد انسانی تکرو و لجوج و پافشار در عقیده ی خودش است.
  4. اگر کسی در امضا یش از خط های افقی استفاده می کند این فرد انسانی منظم و مرتب است .
  5. اگر کسی امضای پیچده ای دارد نشان دهنده ی این است که این فرد انسانی شکاک است.
  6. كساني كه در امضاهايشان نام و نام خانوادگی خودشان را می نویسند انسان هایی هستند که خود را در میان دیگران برتر می دانند .
  7. کسانی که در امضا یشان از نام خانوادگی خود استفاده می کنند دارای منزلت هستند.
  8. کسانی که در حین امضا کردن قلم را فشار می دهند در دوران کودکی سختی های زیادی را متحمل شده اند.
  9. کسانی که در امضایشان نام خود را می نویسند و روی آن خط می کشند خود را قبول ندارند.
  10. کسانی که در امضایشان از دایره و بیضی استفاده می کنند میخواهند به قله موفقیت برسند .

      به نظرم حالا دیگه به امضا ها توجه بیشتری می کنید ( مخصوصا امضا های اساتید !!!)

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

                                              

                                سرکار خانم پریسا

 

سر کار خانم پرییسا…آواز خون سنتی ایران، کسی که فعالیتش رو همزمان با اساتیدی مثل پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، داریوش طلایی ،ملیحه سعیدی ،محمد علی کیانی نژاد و خیلی از بزرگان حال حاضر موسیقی کشورمون شروع کرد…اما نتونست علی رغم استعداد و توانایی و صدای بسیار خوبش به اندازه ی اونها فعال باشه و به هنرش بپردازه…

 

پریسا از جمله ی اهالی موسیقی بود که با انقلاب اسلامی به کنج عزلت پناه برد و تحمل این رو شایسته تر از پناه بردن به مملکت های بیگانه دونست…شاید اگه انقلاب اسلامی آوازخوانی زن ها رو در مجامع عمومی و درحضور مرد های نامحرم خلاف قانون اعلام نمی کرد الان بیرق آواز خونی سنتی کشور با تکیه بر این استاد ،اوضاعی به سامان تر از این می داشت.

 

در هر حال این بار خواستم از "مرده پرستی" دست بردارم و یه کم از این گفته دور شم که " ما ایرانی ها مرده پرستیم و تا یکی نمیره به یادش نمیفتیم." راستش اینقدی که ما در عزای یک مرده به یادشیم ،اگه تو دوران زندگیش به یادش بودیم شاید یه چند سالی به عمرش اضافه می شد و با شادی و رضایت بیشتری می مرد و شایدم وجدانمون راحت تر بود و اونوقت مجبور نبودیم تو مرگش کولاک کنیم …فکر کنین این مرده پرستی از کی بوده که حتی مولانا هم تو یکی از غزل هاش میگه: " چرا مرده پرست و خصم جانیم؟" …

 

از طرف دیگه خواستم از مشهوران گفتن ،که امروزه داره به یه "کلاس" تبدیل میشه رو ول کنم و  از کسی بگم که از شروع انقلاب تا همین یکی دو سال پیش کاملا فراموش شده بود یعنی چیزی در حدود 25 سال سکوت و انزوای مطلق…

 

در دوران قبل انقلاب اسلامی وضع موسیقی سنتی به مراتب بهتر و منسجم تر بود و ما شاهد جشن های هنری بسیار پر طرفدار و ارزشمند مثل جشن هنر شیراز بودیم ،که در اون کنسرت های بسیار خوبی توسط اساتید مطرح زمان انجام می شد که خیلی از این کنسرت ها در فضای باز و دقیقا روبروی مقبره ی حافظ انجام می شد.در ضمن، برنامه هایی مثل "گلهای تازه "و "گلهای رنگارنگ " از رادیو و تلویزیون پخش می شد که خیلی از اونها رو می شه در زمره ی گنجینه های موسیقی سنتی ایران قلمداد کرد. علاوه بر اون فعالیت های "مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی " رو هم باید ذکر کرد که به تشکیل دو گروه عارف و شیدا منجر شد. دوگروهی که از بزرگترین و فعال ترین گروه های تاریخ موسیقی ایران هستن و پرچمدار موسیقی سنتی بعد از انقلاب و به رهبری و آهنگسازی  اساتیدی همچون  پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده و محمد رضا لطفی و به آواز خوانی کسانی چون محمدرضا شجریان، ایرج بسطامی و شهرام ناظری و... .علاوه بر اینها شرایط اجرای کنسرت توسط آواز خوان های مرد و زن در اون دوران بسیار مهیا بود.

 

پریسا هم ازجمله کسانی بود که در دهه ی قبل انقلاب در همین جشنواره ها وکنسرت ها و برنامه های رادیو و تلویزیون پا گرفت و به یکی از امید های آواز ایران تبدیل شده بود و در کنسرت های متعددی با اساتید نام آشنای امروز که در اون دوره مثل خود پریسا نوپا بودن شرکت داشت.

 

حتم دارم که دوستان موسقی دوست عزیز ،تصنیف لنگ " الا ای پیر فرزانه" رو در خاطرشون دارن. این تصنیف( ساخته ی حسین علیزاده) در کنسرت حافظیه ی شیراز و با گروهی متشکل از حسین علیزاده (تار)، پرویز مشکاتیان(سنتور) ،علی اکبر شکارچی(کمانچه) ، محمدعلی کیانی نژاد(نی) و تمبک مرتضی اعیان ، با آواز خوانی سُرکار خانم پریسا به اجرا در اومد. تصنیفی که شنیدن اون هرکسی رو به زمزمه وا میداره و چنان هیجان وصف ناپذیری رو به شنونده القا می کنه. جایی که پریسا با صدایی گوش نواز و در همراهی گروه، تصنیف رو سر میده:

 

الا ای پیر فرزانه

مکن عیبم ز میخوانه ، میخوانه

که من در ترک پیمانه

دلی پیمان،پیمان شکن دارم

 

خدا را ای رقیب امشب زمانی

زمانی دیده برهم نه، برهم نه

که من با لعل خاموشش نهانی

نهانی صد سخن دارم،دارم

 

به کام و آرزوی دل

چو دارم خلوتی حاصل

چه فکر از خبث بدگویان

میان انجمن دارم

 

خدا را ای رقیب امشب زمانی

زمانی دیده برهم نه، برهم نه

که من با لعل خاموشش نهانی

نهانی صد سخن دارم،دارم

 

سزد کز خاتم لعلش

زنم لاف،لاف سلیمانی

چو  اسم اعظمم باشد

چه باک از اهرمن دارم، دارم

 

خدا را ای رقیب امشب زمانی

زمانی دیده برهم نه، برهم نه

که من با لعل خاموشش نهانی

نهانی صد سخن دارم،دارم

 

به کام و آرزوی دل

چو دارم خلوتی حاصل

چه فکر از خبث بدگویان

میان انجمن دارم

 

خدا را ای رقیب امشب زمانی

زمانی دیده برهم نه، برهم نه

که من با لعل خاموشش نهانی

نهانی صد سخن دارم،دارم

 

و ناظران حاضر رو به تشویقی از سر شوق وا میداره.

 

حالا که تا اینجا اومدیم . از شاهکار اجرای اینکار توسط پریسا گفتیم ،اجازه بدین از شاهکارهای ساخت این تصنیف هم بی بهره نمونیم.استاد علیزاده سازنده این تصنیفه لنگه که فقط و فقط از چهار بیت یکی از غزل های حافظ استفاده کرده اما چنان ریتم و میزان رو مناسب بین جملات تقسیم کرده که نه معنی دچار مشکل شه و نه تصنیف از هیجان خودش فروکش کنه.جالب اینجاست که این چهار بیت ،از بیت های میانی و پایانی غزل هستن و آهنگساز حتی همین چهار بیت میانی رو هم به ترتیب نیاورده بلکه بر حسب مورد و بدون هیچ نظمی از این ابیات استفاده کرده و اونقدر اهنگ ساز با کارش و نیز اشعار حافظ آشنایی داشته که تونسته همچین شاهکاری رو خلق کنه و این در حالیه که ما کمتر می بینیم که خواننده در هنگام آواز خوانی و یا آهنگساز برای ساخت تصنیف از میانه شعر استفاده کنه و همواره استفاده از بیت اول برای شروع در دستور کار قرار می گیره.بیشتر از این از علیزاده ی مشهور نمیگم . و اینم چهار بیت این تصنیف : (ترتیب ابیات بر اساس دیوان حافظ .از روی نسخه ی دکتر غنی و قزوینی)

 

به کام و آرزوی دل، چو دارم خلوتی حاصل

   چه فکر از خبث بدگویان، میان انجمن دارم

 

سزد کز خاتم لعلش، زنم لاف سلیمانی

  چو اسم اعظمم باشد، چه باک از اهرمن دارم

 

الا ای پیر فرزانه،مکن عیبم ز میخانه

   که من در نرک پیمانه،دلی پیمان شکن دارم

 

خدا را ای رقیب امشب، زمانی دیده بر هم نه  

 که من با لعل خاموشش ،نهانی صد سخن دارم 

 

 

و البته مطلع این شعر(همون مرجع قبلی):

 

مرا عهدیست با جانان، که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را ، چو جان خویشتن دارم

 

و قطعا با شنیدن این مطلع بسیار آشنا تعجبتون بیشتر شده...

 

البته یه مورد دیگه که بر می گرده به ظاهر پریسا در کنسرت هاش... ما شاهد این هستیم که اون بر خلاف خیلی از خواننده های زن ایران با کمترین آرایش ممکن به صحنه می آد و به اجرای کنسرت می پردازه...در اکثر کنسرت ها با یه لباس دست و پاگیر و پوشیده و  البته کاملا سفید ظاهر میشه... بدون روسری و یا پوششی برای قسمت سر. با موهای تقریبا بلند و کاملا مشکی که با یک نظام بی نظمیه زیبایی به صورت سفیدش جلوه ی خاصی میده و در هنگام تحریر سرش رو بالا میگیره و چشمها رو میبنده...مردمک های مشکی در سیتره ی سفیدی چشمها و سیاهی مژه ها و ابروها...سنگین و متین...

 

نحوه ی آشنایی خود من هم با این استاد کاملا اتفاقی بود.من از مدت ها قبل شروع به جمع آوری آثار برجسته ی موسیقی ایران کردم و البته بیشتر به کاست های صوتی توجه داشتم و همزمان با اون سی دی های مختلفی رو هم تهیه میکردم  که تو یکی از همین سی دی ها Folder ی به اسم "پریسا" بود.اولش فکر کردم این هم یه خواننده ی معمولیه مثل سایرین، ولی وقتی به قطعات آلبوم (آلبوم ترانه ها) و به صدای شکیب و حزینش گوش دادم واقعا شیفته ی صداش شدم. و بعد از حدود یک سال تلاش، فقط و فقط موفق به جمع آوری آلبوم های "ترانه ها"، "آب حیات" ، "پیر فرزانه" ، "باز آمدم" ، "بیات اصفهان" ، چندین قطعه ی بی نام و نشون و البته حدود پنج سی دی تصویری از کنسرت های این استاد شدم.

 

واقعا جای تاسف داره که همچین استادی با همچین صدایی اینقدر منزوی بشه...البته پدیده ی "انزوا"در موسیقی سنتی موضوعی نیست که فقط گریبان گیر پریسا شده باشه و اساتیدی همچون محمدرضا لطفی، پرویز یاحقی، محمد رضا شجریان ، فرامرز پایور ، پرویز مشکاتیان، همایون خرم و خیلی های دیگه هم به دلایل مختلف به انزوا کشیده شدن. البته این انزوا همیشگی نبوده اما لطمه های شدیدی رو به موسیقی دان ها و نیز موسیقی سنتی ما زده. در موسیقی سنتی ما "انزوا"های مختلفی داریم .بعضی ها فراموش می شن.بعضی ها هیچ کار نویی به بازار نمیدن. بعضی ها فقط سر گرم تحقیق می شن و بعضی ها فقط شاگرد می گیرن.

 

بعضی هام مثل پریسا گرفتار همه ی این انزوا ها یکجا میشن .البته پریسا هم مثل بقیه کاملا نا خواسته به این انزوا کشیده شد. من شک دارم در تاریخ موسیقی سنتی ایران کسی تا این حد به انزوا کشده شده باشه و تا این حد لطمه خورده باشه و اگر هم باشه من به یاد ندارم.

 

البته بعد از همه ی این سال ها پریسا با  گروه موسیقی "دستان"به رهبریه حمید متبسم به تور اروپا و آمریکا رفت و حاصل این تور که فکر می کنم دو سال به طول انجامید ،دو آلبوم بود.

 

اگرچه استاد پریسا با این اجراهای خیلی خوب از انزوا بیرون اومد اما این حق اون و سهم اون نبود.نمیخوام به هیچ وجه ارزش کارهای گروه بسیار خوبه "دستان" و اعضای توانمند گروه و کسانی مثل حمید متبسم ، سعید فرج پوری ، بهروزی نیا و غیره رو پایین بیارم .اما همه ی اینها از اعضای گروه عارف و شیدا بودن و به نوعی شاگردان حسین علیزاده و پرویز مشکاتیانی هستن که زمانی همگام و همتراز با پریسا داشتن پیش می اومدن. یعنی این وقفه چنان کرد با پریسا که اون به اجرای کنسرت با شاگردان کسانی همچون خودش پرداخت. یعنی اگه اون به انزوا کشیده نمی شد می بایستی الان در کنار کسانی مثل حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان و محمد رضا لطفی و سایر هم قطار های قبل انقلاب خودش به اجرای کنسرت می پرداخت، نه با شاگرد های اونها .

 

پریسا الان حدودا  55 سالشه .و بعد از انقلاب تو کشور موند و به خارج نرفت و به زندگی شخصیش پرداخت و به سه فرزندش و همسرش و در کنار اون

به تعلیم آواز و پرورش شاگرد پرداخت.

 

شاید خواجوی کرمانی این مصرع رو برای استاد پریسا گفته باشه:

 

بلبلی چون تو کنون ، حیف بود در قفسی

 

 برگرفته از سنگی برگوری

 

اتل, متل, توتوله!

 

اتل, متل, توتوله!

 

وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبني بر مميزي شديد و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان, جوابيه اي بدين شرح صادر نمود:

 

شاعران, نويسندگان, ناشران و خوانندگان عزيز; متاسفانه جريان خزنده اي که سالهاست قصد ترويج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبيات کشورمان دارد باعث شده کار مميزي آثار با دقت بيشتري انجام شود. به عنوان مثال به يکي از اشعار مستهجن سالهاي اخير دقت کنيد:

 

اتل, متل, توتوله / گاو حسن چه جوره ؟

نه شير داره نه پستون

شيرشو بردن هندستون

يک زن کردي بستون

اسمشو بزار عمقزي / دور کلاش قرمزي

هاچين و واچين / يه پاتو ورچين

 

شعر فوق بنابه دلايل زير, قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد:

 

۱- عدم رعايت قواعد ادبي : هر انسان بالغي متوجه اين مساله ميشود که دو کلمه توتوله و چه جوره همقافيه نيستند و به همين دليل کل شعر زير سوال ميرود !

 

۲- ترويج فحشا: (این قسمت بد بود...خودم حذفش کردم .محمد عباس پور قادی (.

 

۳- وابستگي به اجانب: گاو حسن خواننده را به ياد فيلم گاو اثر داريوش مهرجويي مياندازد و چون مهرجويي از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهيونيزم است به نظر ميرسد که شاعر اين شعر نيز با وي همدست ميباشد!

 

۴- بدآموزي: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزي بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نيز تحريک احساسات و عواطف ملت هميشه در صحنه ميشود!

 

۵- نشر اکاذيب: شاعر ميگويد گاو حسن شير ندارد در حاليکه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف ميزند. گاوي که شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر ميکنند؟!

 

۶- بي‌توجهي به منافع ملي: هندوستان در پرونده هسته اي کشورمان بارها نامردي کرده است. بنابراين شاعر موظف است به جاي صادرات شير به هندوستان, آن را به برادرانمان در ونزوئلا, فلسطين و لبنان تقديم کند!

 

۷- اقدام عليه امنيت ملي: ستاندن يک زن کردي و گذاشتن يک اسم ترکي روي آن (عمقزي), باعث تحريک قوميتها و اخلال در امنيت ملي ميشود.

 

۸- تشويق به بي‌حجابي: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روي سر در حاليکه چادر تنها نوع حجاب محسوب ميشود, مصداق ترويج بدحجابي است.

 

عليرغم تمامي ايرادات وارده, از آنجاييکه دغدغه اصلي ما آزادي بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذکور را با تغييراتي اندک صادر کنيم:

 

اتل, متل, زباله / گاو قلي باحاله!

هم شير داره هم آستين

شيرشو بردن فلسطين

بگير يک زن راستين

اسمشو بزار حکيمه / چادرشم ضخيمه

هاچين و واچين / يه پاتو ورچين!

 

همچنين به اطلاع شاعران و مولفان عزيز ميرساند که با دريافت مبلغي مختصر, آثار شما را قابل چاپ مينماييم.

 

با تشکر: وزارت فرهنگ و ارشاد

 

--------------------------------------------------------------- 

این مطلب رو به مناسبت وضعیت نا به سامان مطبوعات در دولت نهم تهیه کردم.

 

پیشنهاد راه عجیبی برای جلوگیری از فرو رفتن شهر ونیز در آب

کارشناسان ایتالیایی راه حل عجیبی را برای جلوگیری از فرو رفتن شهر ونیز در آب پیشنهاد کرده‌اند.

در این طرح آمده که به جای جلوگیری از پیشرفت آب، سطح زمین این شهر را بالا ببرند.طراحان این طرح، پیشنهاد کرده‌اند که مقدار زیادی از آب دریا را به خاک زیر شهر تزریق کنند.

این عمل باعث می شود که خاک زیر زمین ونیز متورم شده و سطح زمین این شهر در طول 10 سال حدود 30 سانتی‌متر افزایش پیدا کند.با بالا آمدن سطح دریای آدریاتیک و افزایش تعداد جزر و مد این دریا در ساحل، شهر ونیز که در شمال ایتالیا قرار دارد تدریجا به زیر آب خواهد رفت.

دولت ایتالیا برای اجرای طرح بحث برانگیزی برای ساخت سدهای متحرکی که در هنگام مد با کمک یک کمپرسور باد، مانع از ورود آب دریا به مرداب محیط بر شهر می شود، حدود 5/4 میلیارد دلار هزینه کرده است.

اکنون هیاتی مرکب از مهندسان و زمین شناسان از دانشگاه پادوآ طرح تزریق آب به زیر زمین را پیشنهاد کرده اند که به ادعای آنها هزینه آن فقط حدود 100 میلیون یورو خواهد بود .این هیات معقتد است که با اجرای این طرح سطح شهر ونیز نسبت به آب به همان میزان که در طول سه قرن در آب فرو رفته، بالا خواهد آمد.

رییس این هیات می‌گوید که این طرح جایگزین طرح ساخت سیل‌گیرها نیست بلکه می‌تواند در کنار آن از غرق شدن ونیز جلوگیری کند. اما طرح این هیات نتوانسته برای همه قانع کننده باشد.

بی‌بی‌سی در گزارشی می‌افزاید: کارشناسی که در اجرای طرح جلوگیری از فروریختن برج پیزا همکاری دارد، طرح بالابردن سطح زمین ونیز را یک اقدام ضعیف علمی - تخیلی خواند و هشدار داد که این طرح ممکن است موجب خرابی ساختار شکننده ونیز شود

منبع : ایسنا

استفاده از عدد پي در ساخت تخت جمشيد

 

استفاده از عدد پي در ساخت تخت جمشيد

مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كردند.
عدد پي(۱۴/۳ ) در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.
«عبدالعظيم شاه كرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت: «بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.»
دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»
هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون «ناسا» براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، «غياث الدين محمد كاشاني» بود. اين دانشمند اسلامي عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.
شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است.»
داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.
مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است.

برگرفته از :    http://civilearthquake.blogfa.com/post-35.aspx

در ضمن با مراجعه به وبلاگ من می تونین نکات بیشتری رو در مورد  معماری تخت جمشید بخونید

http://www.r-e-n-d.blogfa.com

 

اهدا اعضا

درویشی قصه زیر را تعریف می کرد:
یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.
وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است آدم مهربانی مثـل او حتما به بهشت می رود.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کیفیت فراگیر نرسیده بود و استـقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.
فرشته نگهبانی که باید او را راه می داد نگاه سریعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به جهنم فرستاد.
در جهنم هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود.
مرد وارد شد و آنجا ماند . . .
چند روز بعد شیطان با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت:
« این کار شما تروریسم خالص است! »
نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید:چه شده ؟
شیطان که از خشم قرمز شده بود گفت:
« آن مرد را به جهنم فرستاده اید و آمده وکار و زندگی ما را به هم زده.از وقتی که رسیده نشسته و به حرف های دیگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در جهنم با هم گفت و گو می کنند یکدیگر را در آغوش می کشند و می بوسند.
جهنم جای این کارها نیست! لطفا این مرد را پس بگیرید!»
وقتی قصه به پایان رسید درویش گفت:
« با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند »

 

میشه با پر کردن فرم اهدا عضو در موقع مرگ هم زندگی بخش بود.

       

تابستان 86

سلام به همه بروبچه ها ....

فقط خواستم بگم به تابستون خوش اومدین !

البته اگه پروژه نقشه برداری رو فاکتور بگیریم !

ترم ۸۵۲ هم با همه خوشی ها و نا خوشی هاش به خاطره هامون پیوست ... ایشالا که خاطره های خوبش بیشتر یادمون بمونه !

من فعلا برم دوباره بخوابم ! ۱ هفته لازمه تا کمبود خواب امتحان ها جبران بشه !

به امید دیدار

دکتر مهدى قاليبافيان پدر بتن ايران

دکتر مهدى قاليبافيان پدر بتن ايران 2۱خرداد ماه سال جاری بر اثر بيمارى سرطان درگذشت.
دکتر قاليبافيان فوق ليسانس خود را در رشته راه و ساختمان از دانشکده فنى دانشگاه تهران و دکتراى مهندسى ساختمان هاى بتن آرمه را از دانشگاه فرانسه اخذ کرد.
دکتر قاليبافيان که در زمره پژوهشگران کميته اروپايى بتن (فدراسيون بين المللى بتن کنوني) بود، گواهينامه مطالعات عالى مکانيک فيزيک تجربى را با احراز رتبه اول دريافت کرد و با توجه به اهميت تز دکتراى وى، انستيتو فنى ساختمان و ساخت و ساز عمومى فرانسه تز دکتراى قاليبافان را چاپ و منتشر کرد.
علائم قراردادى اتصالات در ساختمان هاى فلزى که اکنون به عنوان استاندارد کشورى مورد استفاده قرار مى گيرد به همراه 13 استاندارد ملى در موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتى کشور، از جمله کارهاى ماندگار دکتر قاليبافان است.
وى که همزمان با فعاليت هاى معمارى در دانشکده فنى دانشگاه تهران نيز تدريس مى کرد، تأسيس نخستين پايگاه تحقيقاتى دانشگاهى دوام و پايدارى بتن و همچنين ارايه واحد دانشگاهى "بهسازى ساختمان ها" که در دانشکده فنى دانشگاه تهران، که هم اکنون نيز تدريس مى شود در زمره يادگارهاى علمى دکتر قاليبافيان به شمار مى رود.
دکتر قاليبافيان که تا روزهاى پايانى عمر پربارش به تدريس و طراحى ساختمان هاى صنعتى سنگين و کنترل سازه هاى ساختمانى بلند و خاص اشتغال داشت در سال 1384 از طرف گروه مهندسى فرهنگستان علوم به عنوان مهندس برجسته عمران برگزيده و طى مراسمى به دريافت لوح فرهنگستان مفتخر شد.
از دکتر قاليبافيان که نخستين رييس شوراى مديريت جامعه مهندسان مشاور ايران پس از انقلاب اسلامى بوده است 18 کتاب و نشريه به زبان فارسى، 2 کتاب به زبان فرانسه، 8 جزوه درسى، بيش از 80 مقاله به زبان فارسى، 2 مقاله به زبان انگليسى و يک مقاله به زبان فرانسه درباره طرح، اجرا و بهسازى ساختمان ها به رشته تحرير درآمده است.

دکتر قاليبافيان در زمره بنيانگذاران و روساى نهاد هاى فنى و مهندسى از جمله:
ـ جامعه مهندسان مشاور ايران
ـ انجمن مهندسان محاسب ساختمان
ـ انجمن مهندسان ژئوتکنيک ايران
ـ کانون مهندسين فارغ التحصيل دانشکده فنى دانشگاه تهران
ـ انجمن بتن ايران
ـ کميته بين المللى بتن CEB سابق، فدراسيون بين المللى بتن fib فعلى
ـ کانون مهندسين ايران
ـ کميته ملى سدهاى بزرگ ايران
ـ انجمن بين المللى مهندسى پل و سازه IABSE
ـ نظام مهندسان ساختمان و تأسيسات
ـ سازمان نظام مهندسى ساختمان استان تهران
ـ انجمن مهندسان راه و ساختمان ايران
ـ انجمن مديران فنى و اجرايى
بوده است.

از او در مجامع فنى ـ مهندسى و معمارى به عنوان پدر بتن ايران نام مى برند هر چند با تواضع مثال زدنيش اين عنوان را برنمى تابيد اما براستى دکتر مهدى قاليبافيان پدر بتن ايران بود.

يادش گرامى باد.