و زمین شناسی

با سلام و عرض تشکر از بچه های عمران که تا به حال در وبلاگ عمران مطلب یا نظر داده اند .           

حال که امتحانات شروع شده و همه سخت مثل قاشق تو عسل گیر کردیم می فهمیم که چه حال اساسی آقای طهماسبی به ما داد و گرنه حالا باید می نشستیم و این کتاب را هم مثل بقیه در سرمان می زدیم.

در اینجا جا دارد با هم (چه از زمین شناسی بدمان بیاید و چه خوشمان ) دست در سدت هم دهیم وبرای سلامتی دوباره آقای طهماسبی دعا کنیم و برای روح تمام عزیزان این استاد طلب مغفرت کنیم.

HO2  

به مناسبت در گذشت دکتر شریعتی

هر کس گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت

هر کس دو تاست و خدا یکی بود ٬ و یکی چگونه می توانست باشد ؟

هر کس به اندازه ای که احساسش می کنند هست

و خدا کسی که احساسش کند نداشت

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند

خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد

زیبیی ها همواره تشنه ی دلی است که به او عشق ورزد

و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد

و غرور در جستجوی غروری است که آن را بشکند

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور

اما کسی نداشت

و خدا آفریدگار بود

و چگونه می توانست نیافریند

زمین را گسترد و آسمان ها را بر کشید کوه ها برخواستند و رودها سرازیر شدند و دریاها آغوش گشودند و طوفان ها برخواست و صاعقه ها در گرفت و بارانها و بارانها و بارانها

گیاهان روییدند و درختان سر به هم دادند و مراتع سرسبز پدیدار گشت و جنگلهای سر برداشتند٬ حشرات بال گشودند و پرندگان ناله برداشتند و ماهیان خرد سینه ی دریاها را پر کردند.

و قرنها گذشت و می گذشت و درختان گونه گون٬ گلهای رنگارنگ و جانوران

"در آغاز هیچ نبود ٬ کلمه بود و آن کلمه خدا بود "

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟

و خدا بود و با او عدم بود.

و عدم گوش نداشت

حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم

و حرفهایی هست برای نگفتن٬ حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورد

حرفهای خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند

و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد

حرفهای بیقرار و طاقت فرسا

که همچون زبانه های بی تاب آتشند

کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند

اینان در جستجوی مخاطب خویشند

اگر یافتند آرام می گیرند

و اگر نیافتند روح را از درون به آتش می کشند و هر لحظه حریق های دهشتناک و سوزنده ای در درون بر می افروزند.

و خدا برای نگفتن حرفهای بسیار داشت

درونش از آنها سرشار بود

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟

و خدا بود و عدم    جز خدا هیچ نبود   در نبودن نتوانست بود٬ با نبودن نتوان بودن

و خدا تنها بود٬

هر کس گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت. 

بر گرفته از کتاب گفتگوهای تنهایی

سر کاری

می دونین چه طور می شه یه نفر رو سر کار گذاشت ؟ ( پایین رو بخونید)

 

 

 

 

 

 

 

 

می دونین چه طور می شه یه نفر رو سر کار گذاشت ؟ ( بالا رو بخونید)

البته روش دیگری هم وجود دارد . به این صورت که در دو طرف یه کاغذ بنویسید بچرخانید

به امید پاس شدن همه واحدها

 

اگه...

اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش

اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه

اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه

اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه

اگه پرتغال قراره از ایران ببازه !.........ببازه

اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه

اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست

اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !.........دقيقا" رفتين سر كار

اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره

اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت

اگه كار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره

اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده

اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودين !.........مهم نيست

اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين

اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين

اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملی داره  

 

 

ضد حال زدن یعنی...

۱ ضد حال زدن یعنی یه قراره لطیف تو اینترنت بزاریبعد نری سر قرار یا بری و  invis بمونی بعد بری بگی "نمیدونم چه مرگش بود connect نشد به جونه تو..."

۲ ضد حال زدن یعنی ۲ ماه بزاری مختو بزنن و کلی هم عشوه ی دخترونه بیای بعد پسره وقتی ازت voice chat خواست صدای زمخت یه پسر رو بشنوه

۳ ضد حال زدن یعنی به جای سلام کردن ... هم حسابش نکنی

۴ ضد حال زدن یعنی آتو دست اینو اون ندی و فقط جمعش کنی اونم چه حالی میده تو دانشکدههههه

۵ ضد حال زدن یعنی بعد قرنی که سلف موز داد  موز اینو اوونو دودر کنی

۶ ضد حال زدن یعنی از فروشنده های همدان جنسی که وجود نداره بخوای مثلا ادکلن بلوچی

۷ ضد حال زدن یعنی ID هر کسی رو که میخوای به دست بیاری

۸ ضد حال زدن یعنی بی بی پیک رو همیشه بکنی تو پاچه ی یکی

۹  ضد حال زدن یعنی ببری در صورتی که از اون خال داری

۱۰ ضد حال زدن یعنی پشت برگ هارو حفظ کنی

۱۱ ضد خال زدن یعنی وسط کلاس بری بیرون واسه ی همه miss call بندازی

۱۲ ضد حال زدن یعنی نزاری کسی رو صندلیت بشینه یا اگه حرف زیادی زد از رو صندلیت بلندش کنی

۱۳ ضد حال زدن یعنی پول خوردهای اینو اون ازت در امون نباشن

۱۴ ضد حال زدن یعنی وقتی همه میخوان بخوابن تو مزاحمشون شی

۱۵ ضد حال زدن یعنی بعضی کارهات رو اونقده کند انجام بدی که همه کلافه شن

۱۶ ضد حال زدن یعنی وقتی نوبته توه که صبحانه بدی بامبول در بیاری

۱۷ ضد حال زدن یعنی آمار و اطلاعاتت اونقدر زیاد باشه که سایرین کم بیارن

۱۸ ضد حال زدن یعنی وسط فوتبال به کسی پاس ندی چون می خوای مثله بازیکنه محبوبت گل بزنی

۱۹ ضد حال زدن یعنی بری وسط میدون بو علی از آدم هایی که اونجا هستن بپرسی " این وسط چی داره که همتون نشستین زل زدین نگاه میکنین؟ "

۲۰ ضد حال ضدن یعنی اونقدر send to all بفرستی که همه کلافه شن

۲۱ ضد حال زدن یعنی بدونی بعضی ها از دیدنه تو چندششون میشه

۲۲ ضد حال زدن یعنی اونقدر connect بمونی که کل فامیل پشت خط بمونن

۲۳ ضد حال زدن یعنی به یکی بگی برات حل سوال های فواد نظری رو برات میارم اما ...

۲۴ ضد حال زدن یعنی اونقدر بری سایت بچه های کامپیوتر که همشون از دستت کلافه شن بهت بگن "کامپیوتر بند"  مخصوصا اینکه جلوی بچه پر روهاشون هم کم نیاری

۲۵ ضد حال زدن یعنی اینکه با دوستات مدل ...ی شوخی کنی

۲۶ ضد حال زدن یعنی بچه ها رو پیاده تا عمو حبیب ببری و بیاری که فقط بهشون سمبوسه یا فلافل بدی

۲۷ ضد حال زدن یعنی در حالی که هنوز استاتیکت رو پاس نکردی اونقدر برای دوستات سازه سازه کنی که همه رو خرمشهر کنی

۲۸ ضد حال زدن یعنی اونقدر آهنگ سنتی بزاری که همه از رفتن تو به سمت walk man افسردگی بگیرن

دو ضد حال خیلی خیلی مهم میمونه

۲۹  اینکه تو وبلاگ عمومیه بچه های عمران چیز هایی بنویسی که فقط برای عده ای خاص قابل فهم باشه و فقط همون عده منظور رو بگیرن

۳۰ ضد حال زدن یعنی اینکه گیتار شماعی زاده رو ازش بگیری 

این دو مورد اخیر واقعا لذت بخشه  در ضمن این مواردی که ذکر کردم در واقع برای اینه که کسی یه وقت انجامشون نده همون طوری که تا حالا کسی این کارهای بد رو انجام نداده  جونه تو راس میگم... 

(فکر اصلی این متن رو از محمود عزیز گرفتم و این مطالب رو فقط برای گروه خاصی از دوستان بسیار عزیزم نوشتم پس اگه از این مطالب چیز خاصی دریافت نکردین و احساس کردین بی معنیه به این خاطره که جزو اون دسته نیستین  ببخشید )

(شاید عده ای خرده بگیرن که این وبلاگ عمومی چه جای این مطالب گروهیه؟ حق با اوناست اما چون این گروه ۲۰ درصده ورودی های ۸۴ رو تشکیل میده ننوشتن این مطالب دریغم اومد بازم ببخشید )

دعای پاس کردن ترم

 

الهی ادرکنی پاسن ترمی به نمراتن دهی و گاها دوازدهی.احفظا من مشروطی و فلجا استادی و لغوا امتحانی.

به امید پاس کردن تمامی درسا برای تمام بچه های مهندسی عمران و پیروزی تیم برزیل در جام جهانیو موفقیت تیم ملی ایران

کمک  (به جان تا آستان جام رفتم اما...)     

 سلام . هفته ی دوم فورجه هم تمام شده و درس های انباشته شده ی ترم وغم از دست دادن هر یک از بازی های جام جهانی مثل گرز رستم دردناک شده .راستش با شروع جام جهانی و حاد شدن درد دمپاجز روش جدیدی برای تعدیل این درد به زهنم رسید و اون حذف پزشکیه .که هر چند فقط ۲ بار تو کل مدت ۴ سال میشه ازش استفاده کرد اما باهاش میشه یه چند تا بازی بیشتر دید امید وارم شما کمکم کنین و یه چند روش دیگه پیش پام بزارین تا بتونم چند تا بازی بیشتر ببینم...

   راستی اونایی که مثل من ترم رو استراخت کردن و تو فرجه به تکاپو افتادن وقتی خواستن برنامه ریزی کنن. هیچ چیز اونا رو مثل خبر نا تمام موندن درس زمین شناسی و موکول شدن امتحانش به پاییز خوشخال نکرد. من که شخصا دعایی به جان استاد نمودم و خوب اینجوری بازم بر تعداد بازی های قابل دیدن افزوده شده .چشم به راه پیشنهادات شما هستم .امتخان نهایی سال سوم ۲۰۰۲ رو ازم گرفت .کنکور هم یورو ۲۰۰۴ نمیخوام دیگه جامی رو از دست بدم... کمک...دیه... (به امید قهرمانی هلند و نتایج خوب ایران)

    

چند تا نکته ی کوچولو موچولو

سلام دوستان .یه چند تا نکته:  

(۱)دوستانی که هنوز رمز و کد کاربری ندارن میتونن یه میل ساده به من بزنن (این گوشه سمت چپ آدرس میلم هست)  و البته اسم و شماره ی دانشجویی شون رو هم لطف کنن و یا اینکه مستقیم با من تماس بگیرن.

(۲)عزیزانی که این کد رو دریافت کردن .سعی کنن تو اولین مراجعه رمز عبورشون رو عوض کنن چون این رمز ها یه حالت روتینی داره که نفهمیدنش از فهمیدنش سخت تره.

(۳)اگر هم کسی رمزش رو فراموش کرد و یا رمزش رو دزدیدن من رو مطلع کنه تا درستش کنم.

(۴)شرمنده ی دوستان غیر عمرانی (بو علی) هستیم از این بابت که نمیتونیم بهشون یوزر بدیم. اما اگه نظر بدن ممنون میشیم و خوشحال.

(۵) اگه میبینین که وبلاگ این روز ها خیلی فعال نیست دیه میبخشین دیه فورجست و ...

طناب

داستان درباره ی یک کوه نورد است که می خواست از بلند ترین کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد. ولی از آنجا که افتخار  کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.

شب بلندی های کوه را تمامآ در بر می گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود. اصلآ دید نداشت و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود.

همان طور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله ی کوه، پایش لیز خورد واز کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. واحساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه ی جاذبه او را در خود می گرفت.

همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش می آمد.

اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است. ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نماند جز آنکه فریاد بکشد:" خدایا کمکم کن!"

ناگهان صدای پرطنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد: "از من چه می خواهی؟"

- ای خدا نجاتم بده!

- واقعآ باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟

-البته که باور دارم.

-اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن...

یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.

گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوه نورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود... و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

و شما ؟ چه قدر به طنابتان وابسته اید؟ آیا حاضرید آن را رها کنید؟ در مورد خداوند هرگز یک چیز را فراموش نکنید، هرگز نباید بگویید او شما را فراموش کرده یا تنها گذاشته است، هرگز فکر نکنید که او مراقب شما نیست. به یاد داشته باشید که او همواره شما را با دست راست خود نگه داشته است.    

دمپاجز (dampajez)

  • اگر ترم قبل در چنین موقعی به خود قول داده بودید که از ترم آینده بهتر و بیشتر درس خواهم خواند و این قول خود را عملی نکرده اید واکنون این قول را در مورد ترم آینده می دهید
  • اگر در فرجه ی امتحانات میانگین خواب شما در شبانه روز بالای ۱۶ ساعت است
  • اگر به محض اینکه کتاب را باز می کنید سوزشی عمیق و گرمایی عجیب در چشمان خود احساس می کنید
  • اگر علاقه ی وافری به تلویزیون و اینترنت و ... پیدا کرده اید
  • اگر از نظر اطرافیان به روان پریشی حاد مبتلا شده اید
  • اگر خدای نکرده بارها اقدام به خودسوزی یا خودزنی کرده اید
  • اگر این روزها ناخن خود را با علاقه ی بیشتری می جوید
  • اگر موهای تغییر شکل یافته ی خود را می کنید
  • اگر این روزها بیشتر از قبل از غذای مادرتون ایراد می گیرید
  • اگر دمای بدن شما بیشتر اوقات در بازه ی ۴۰-۳۸ می باشد
  • اگر زیر میز و مبل می روید و از بیرون آمدن امتناع می ورزید
  • اگر خواهر یا برادر کوچک خود را بی دلیل مورد ضرب و شتم قرار می دهید

نگران نباشید خوشبختانه شما به بیماری مجهول و ناشناخته ای مبتلا نشده اید و موارد فوق از علائم بیماری دمپاجز (دلهره ی مزمن وپریشانی استرس زای جانبی زاویه دار )هستند و ۹/۹۹ درصد دانشجویان در این موقع از سال به این بیماری مبتلایند و تنها راه پیشگیری از آن این است که درس هر روز را همان روز بخوانید با توجه به اینکه اکنون برای پیشگیری از این بیماری در این ترم خیلی دیر است به شما توصیه میکنم دو راه درمانی دمپاجز را حتمآ مطالعه کنید و اما راه درمان:

۱. با تشکیل یک تیم دو نفره ی حرفه ای تقلب می توانید علائم بهبودی را به سرعت در خود مشاهده کنید البته در صورت داشتن عرضه این راه حل پیشنهاد می شود دستور کار بدین شرح است : ابتدا سبیل یکی از معدل الف های ترم پیش را چرب کرده (برای این کار هرکس روش خاص خود را دارد ) سپس از روشهای مختلفی برای ادامه ی کار استفاده کنید مثلآ در گذشته با نوشتن روی کاغذهای کوچک کار ادامه پیدا می کرد که به دلیل حرکات بدنی نسبتآ شدید عملیات معمولآ توسط مراقبینی که دارای حرکات غیر قابل پیش بینی هستند خنثی می شد به همین دلیل این روش به هیچ عنوان توصیه نمی شود ولی امروزه با پیشرفت تکنولوژی کارها آسان شده و بدون انجام حرکت  محسوس می توان به جواب سوال دست پیدا کرد. برای اطمینان از موفقیت توصیه می شود در طول عملیات چندین لبخند گشاد و دوستانه به مراقب تحویل داده شود ودر ابتدای کار برای به دست آوردن دوره ی تناوب حرکت مراقب سوژه به مدت حدقل ۱۰ دقیقه تحت نظر قرار گیرد و توصیه ی آخر : قبل از شروع امتحان حتمآ از قرص های آرام بخش استفاده کنید چون ممکن است در صورت لو رفتن شما توسط مراقبین بیماری دمپاجز شما به مرحله ی حاد رسیده و خدای نکرده به کمیته ی انضباطی معرفی شوید.

۲.اگر جزء آن دسته ی معدود از دانشجویان بی عرضه هستید پیشنهاد می کنم همین الآن disconnect شده و سر درستون برید.

به امید بهبودی تمام مبتلایان به دمپاجز

 

کلاس زمین شناسی

این زمین شناسی را چه می شود ؟

*عده ای می گویند باید امتحان بدهیم .

*عده ای می گویند حذف می شود.

*عده ای می گویند.......................

و خیلی حدس وا احتمال دیگر اما واقعیت این است که :

طی صحبتی که با آقای طهماسبی داشتم ایشان گفتند که:

دو حالت وجود دارد:

۱.این که کلاس جبرانی قبل از پایان ترم گذاشته شود.

۲.کلاس به صورت ناتمام اعلام می شود و در کارنامه به جای نمره حرف ن گذاشته می شود و در ترم بعد چند جلسه کلاس جبرانی گذاشته می شود و امتحانی در مهر یا آبان برگزار می شود ودر کارنامه ترم سوم نمره این درس در نمرات ترم دوم ثبت شده و همچنین این کار محدودیتی برای انتخاب واحد ترم سوم ایجاد نمی کند.

باتوجه به فرصت کم باقی مانده تا پایان ترم راه ۲ احتمالاْ اجرا می شود.

باآرزوی موفقیت برای تمام دوستان در ترم آتی

آل نوری-Ho2

تبریک

سلام و در نهایت وبلاگ بچه های مهندسی عمران بو علی سینا.

این وبلاگ از امروز شنبه ۶/۳/۱۳۸۴ فعالیتش رو شروع می کنه و آماده ی عضو گیریه. دانشجوهای عمران میتونن بیان و با گرفتن  pass و username مطالب مرتبط با دانشگاه - دانشکده- گروه عمران- دروس -اساتید و ... رو بنا به میل شخصی تو وبلاگ بنویسن. لازمه بگم که این وبلاگ و وبلاگ رسمی انجمن علمی عمران توسط بچه های این انجمن و در راستای اهداف مصوب این انجمن طراحی شده و در هفته های آتی کامل تر میشه.برای گرفتن pass و username به بچه های انجمن مراجعه کنین.