۱ ضد حال زدن یعنی یه قراره لطیف تو اینترنت بزاری
بعد نری سر قرار یا بری و invis بمونی بعد بری بگی "نمیدونم چه مرگش بود connect نشد به جونه تو...
"
۲ ضد حال زدن یعنی ۲ ماه بزاری مختو بزنن
و کلی هم عشوه ی دخترونه بیای
بعد پسره وقتی ازت voice chat خواست صدای زمخت یه پسر رو بشنوه
۳ ضد حال زدن یعنی به جای سلام کردن ... هم حسابش نکنی
۴ ضد حال زدن یعنی آتو دست اینو اون ندی و فقط جمعش کنی اونم چه حالی میده تو دانشکدههههه
۵ ضد حال زدن یعنی بعد قرنی که سلف موز داد موز اینو اوونو دودر کنی
۶ ضد حال زدن یعنی از فروشنده های همدان جنسی که وجود نداره بخوای مثلا ادکلن بلوچی
۷ ضد حال زدن یعنی ID هر کسی رو که میخوای به دست بیاری
۸ ضد حال زدن یعنی بی بی پیک رو همیشه بکنی تو پاچه ی یکی
۹ ضد حال زدن یعنی ببری در صورتی که از اون خال داری
۱۰ ضد حال زدن یعنی پشت برگ هارو حفظ کنی
۱۱ ضد خال زدن یعنی وسط کلاس بری بیرون واسه ی همه miss call بندازی
۱۲ ضد حال زدن یعنی نزاری کسی رو صندلیت بشینه یا اگه حرف زیادی زد از رو صندلیت بلندش کنی
۱۳ ضد حال زدن یعنی پول خوردهای اینو اون ازت در امون نباشن
۱۴ ضد حال زدن یعنی وقتی همه میخوان بخوابن تو مزاحمشون شی
۱۵ ضد حال زدن یعنی بعضی کارهات رو اونقده کند انجام بدی که همه کلافه شن
۱۶ ضد حال زدن یعنی وقتی نوبته توه که صبحانه بدی بامبول در بیاری
۱۷ ضد حال زدن یعنی آمار و اطلاعاتت اونقدر زیاد باشه که سایرین کم بیارن
۱۸ ضد حال زدن یعنی وسط فوتبال به کسی پاس ندی چون می خوای مثله بازیکنه محبوبت گل بزنی
۱۹ ضد حال زدن یعنی بری وسط میدون بو علی از آدم هایی که اونجا هستن بپرسی " این وسط چی داره که همتون نشستین زل زدین نگاه میکنین؟
"
۲۰ ضد حال ضدن یعنی اونقدر send to all بفرستی که همه کلافه شن
۲۱ ضد حال زدن یعنی بدونی بعضی ها از دیدنه تو چندششون میشه
۲۲ ضد حال زدن یعنی اونقدر connect بمونی که کل فامیل پشت خط بمونن
۲۳ ضد حال زدن یعنی به یکی بگی برات حل سوال های فواد نظری رو برات میارم اما ... 
۲۴ ضد حال زدن یعنی اونقدر بری سایت بچه های کامپیوتر که همشون از دستت کلافه شن بهت بگن "کامپیوتر بند"
مخصوصا اینکه جلوی بچه پر روهاشون هم کم نیاری
۲۵ ضد حال زدن یعنی اینکه با دوستات مدل ...ی شوخی کنی
۲۶ ضد حال زدن یعنی بچه ها رو پیاده تا عمو حبیب ببری و بیاری که فقط بهشون سمبوسه یا فلافل بدی
۲۷ ضد حال زدن یعنی در حالی که هنوز استاتیکت رو پاس نکردی اونقدر برای دوستات سازه سازه کنی که همه رو خرمشهر کنی
۲۸ ضد حال زدن یعنی اونقدر آهنگ سنتی بزاری که همه از رفتن تو به سمت walk man افسردگی بگیرن
دو ضد حال خیلی خیلی مهم میمونه
۲۹ اینکه تو وبلاگ عمومیه بچه های عمران چیز هایی بنویسی که فقط برای عده ای خاص قابل فهم باشه و فقط همون عده منظور رو بگیرن
۳۰ ضد حال زدن یعنی اینکه گیتار شماعی زاده رو ازش بگیری
این دو مورد اخیر واقعا لذت بخشه
در ضمن این مواردی که ذکر کردم در واقع برای اینه که کسی یه وقت انجامشون نده همون طوری که تا حالا کسی این کارهای بد رو انجام نداده
جونه تو راس میگم...
(فکر اصلی این متن رو از محمود عزیز گرفتم و این مطالب رو فقط برای گروه خاصی از دوستان بسیار عزیزم نوشتم پس اگه از این مطالب چیز خاصی دریافت نکردین و احساس کردین بی معنیه به این خاطره که جزو اون دسته نیستین ببخشید )
(شاید عده ای خرده بگیرن که این وبلاگ عمومی چه جای این مطالب گروهیه؟ حق با اوناست اما چون این گروه ۲۰ درصده ورودی های ۸۴ رو تشکیل میده ننوشتن این مطالب دریغم اومد بازم ببخشید )