سیاه - سفید - خاکستری

شعر زیر نامزد بهترین شعر سال ۲۰۰۵ بوده که کودکی آفریقایی آن را سروده و بهترین تعبیر را از رنگ ها  داشته است :

وقتی به دنیا می ایم سیاهم                         وقتی بزرگ میشم سیاهم

وقتی میرم زیر آفتاب سیاهم                          وقتی سردم میشه سیاهم

وقتی میترسم سیاهم                                  وقتی می میرم سیاهم

                                      اما تو ای سفید پوست 

                                وقتی به دنیا می ایی صورتی هستی                 

وقتی میری زیر افتاب قرمز میشی                        وقتی سردت میشه کبود میشی

     وقتی میترسی زرد میشی                            وقتی می میری خاکستری میشی

            حالا با این اوضاع و احوال میتونی هنوزم به من بگی رنگین پوست !!!

آخر مهندسی !!

به یک دانشجوی مهندسی ، و یک دانشجو فیزیک و یک دانشجو ریاضیات، هر کدام 150 دلار دادند و از آنها خواسته شد که با استفاده از این پول ، ارتفاع یکی از هتل های شهر را که دانشگاه در آن قرار داشت. با دقت محاسبه کنند. سه دانشجو با اشتیاق فراوان برای انجام این محاسبه دنبال تهیه ملزومات رفتند.دانشجوی فیزیک اول به یک مغازه ساعت فروشی رفت و یک کرونومتر خرید و بعد ، از یک فروشگاه چند گوی فلزی به اندازه های مختلف خرید و سپس به یک لوازم التحریری رفت تا یک ماشین حساب بخرد و آخر سر هم چند نفر از دوستانش را خبر کرد تا در این کار به او کمک کنند . این دانشجوی فیزیک زمانی را که هر یک از گوی ها را از پشت بام هتل به زمین رسید اندازه گرفت و بعد با محاسبه زمانهای سقوط گوی ها و فرمول های فیزیکی ، ارتفاع هتل را به دست آورد. دانشجوی ریاضیات منتظر شد تا خورشید کمی پایین برود و بعد ، زاویه سنج و شاقول و متری را که خریده بود از کیفش در آورد طول سایه را اندازه گرفت ، زاویه خطی که نوک پشت بام هتل را به نوک سایه آن متصل می کرد محاسبه کرد و بعد با استفاده از فرمول های مثلثات ارتفاع هتل را تعیین کرد. واضح است که با این همه کار ، آنها دیگر فرصت نکردند برای امتحان فردایشان به اندازه کافی مطالعه کنند و همین باعث شده بود تا زیاد سر حال نباشند. روز بعد این سه دانشجو یکدیگر را در دانشگاه دیدند ، در حالی که سر حالی دانشجوی مهندسی باعث تعجب دو دانشجوی دیگر شده بود. آنها طریق محاسبه ارتفاع هتل را از هم پرسیدند و وقتی توضیحات دانشجوهای ریاضیات و فیزیک به پایان رسید دانشجوی مهندسی با قیافه حق به جانب روش خود را به این شکل توضیح داد : کاری نداشت ! من پیش مسئول پذیرش هتل رفتم یک دلار به او دادم و پرسیدم ارتفاع هتل چند متر است بعد با 149 دلار باقی مانده باقی روز را حسابی خوش گذراندم .

 

سردار، برادر، حاج آقا... !

سردار، برادر، حاج آقا... !

 

خوب است بروم بقالی باز کنم؟ يا گله گوسفندها را ببرم کوه و دشت برايشان نی بزنم که با اشتهای بيشتر بچرند؟ مسافرکشی چطور است يا پيک موتوری؟ امر شما چيست؟ مناسب می دانيد نفس بکشم؟

مبارزه  با مفاسد اجتماعی...

 

مبارزه ...

Mobareze

 

 حاج آقا ريلكس  ...

HajAgha

 

منالیزا سادات ...

MonaLiza-Sadat

 

 بر گرفته از سنگي بر گوري

 

رئیس جمهور

نمایی بی نظیر از رئیس جمهور در اولین سفر استانی در سال جدید >>>> دکتر محمود احمدی نژاد

راهنما برای عزیزان جدید الورود

دوستان عزیز لطفا به بخش ادامه ی مطلب مراجعه کنین...ممنونم
ادامه نوشته