خاطره ای از یک دانشجو
چهار جوان دانشجو برای تعطیلات اخر هفته به شهر مجاور برای تفریح رفتند. علی رغم این که می دانستند صبح روز دوشنبه امتحان........دارند.عصر دوشنبه برگشتند و متفق القول به استاد گفتند: ما امروز صبح زود راه افتادیم که به جلسه ی امتحان بیاییم ولی بدبختانه سر راه پنچر کردیم و به امتحان نرسیدیم.(دانشجویان
)
استاد گفت: باشه فردا صبح بیایید دوباره امتحان می گیرم.(استاد
) فردا هر یک را دراتاق جداگانه هی گذاشت و به هر کدام ورقه ای داد. صفحه ی اول سوال ساده ای بود که فقط 5 نمره داشت. انرا همه جواب دادند و رفتند به صفحه ی دوم که نوشته شده بود : "حالا برای 95 نمره ی بقیه بنویسید کدام چرخ ماشین پنچر شده بود؟(استاد
دانشجویان
)
برگرفته ازwww.farshad7.com
+ نوشته شده در جمعه ۳۰ تیر ۱۳۸۵ ساعت 14:31 توسط سپیده فرجی مقدم
|