http://chtn.ir/Norooz/articleShow.aspx?ID=12
نويسنده: ثريا شيرافكن

يك دسته از جشن‌هاي اقوام آريايي، جشن‌هاي آتش است كه از اين ميان دو جشن سده و جشن چهارشنبه سوري شهرت بيشتري دارند. جشن آذرگان و جشن شهريورگان نيز از جشن‌هاي آتش بوده‌اند كه البته به دست فراموشي سپرده شده‌اند.

جشن سوري يا چهارشنبه سوري كه اينك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب ويژه‌اي برگزار مي‌شود، يكي از جشن‌هاي پرشكوه و سرشار از مراسم و شعاير بوده است.

چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری از آئينهای سالانه ايرانيان است. ايرانيان آخرين سه‌شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می‌روند.

شواهد دلالت بر آن دارد كه اين جشن از اوايل قرن هفتم هجري فراموش شد، سپس با عناوين ديگري از سده‌هاي دهم معمول شد.

هاشم رضي در كتاب گاه‌شماري و جشن‌هاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:
« ايرانيان در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتش‌افروزي همگاني برپا مي‌كردند. اما چون اساس تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌هاي كنوني بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنين جشني برگزار نمي‌شد.

بي‌گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماري تازيان چهارشنبه نحس و بديمن به شمار مي‌آمده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي‌كوشيدند نحوست چنين شبي را از بين ببرند.»

از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري و ساير مراسم زرتشتيان، آجيل مشكل گشاست. كه زرتشتيان به اين آجيل "هفت مغزينه لرك" مي‌گويند.

اين آجيل كه به آجيل "گهنبار" نيز معروف است شامل هفت مغزينه يا ميوه خشك شامل پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجير و خرما ست كه گاهي در لابه‌لاي اين آجيل تكه‌هاي كوچك نبات و نارگيل هم ديده مي‌شود.

در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته‌هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده‌ روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي‌كنند.

با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي‌شوند و بوته‌ها را آتش مي‌زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته‌هاي افروخته مي‌پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه‌هايي مي‌خوانند:

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده

ايرانيان معتقدند خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادو به آتش مي‌دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند.

بنابراين در هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي‌كند، و آن را از خانه بيرون مي‌برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي‌ريزد.

تمامي آيين‌ها و يادمان‌هايي كه مردم ايران در هنگامه‌هاي گوناگون بر پا مي‌كردند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است.

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نظير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم و در آن با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش و با رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي است، آيين چهارشنبه سوري را تحريف مي‌كنند
.