و اما حرف آخر
آدما توي وبلاگ ما به 3 دسته تقسيم ميشن:
1. بي انگيزه ها
2.بي تفاوت ها
3. اظهار وجود كننده ها
1. بي انگيزه ها:
اين دسته كسايي بودن كه با يه دلخوري و بي خبر رفتن و ديگه نديدن يا نخواستن بگن كه چي به سر وبلاگ اومده
گاهي هم خبر دادن و رفتن اما چون تلاشي نكرده بودن زياد با قبلي ها فرق نداشتن
2.بي تفاوتها:
اينها كسايي هستن كه هستن
هميشه از مطالب طنز و بتن آرمه اي شون استفاده مي شه
وقتي بهشون احتياجه ازشون خبري نيست
حاشيه رو دوست ندارن حتي اگه اين دوست نداشتنشون به قيمت از دست رفتن وبلاگ باشه
نظر بقيه چندان براشون اهميت نداره
خلاصه اينكه بودن در وبلاگ براشون عادت شده تا وقتي كامپيوتر و مودم و كارت دارن و وبلاگ وجود داره ميان اگه نباشه نميان
3.اظهار وجود كننده ها:
اينها كسايي هستن كه مي خوان باشن
اين دسته خودش به 2 گروه تقسيم مي شه
-كسايي كه تابع عقلن و اونايي كه تابع احساساتن حد وسط هم ندارن
اونايي كه تابع عقلن درسته گاهي ممكنه در اثر نبود احساسات خطرناك بشن اما كاري كه خارج از عقل نباشه باعث انزجار نمي شه... حداقلش همينه
واما اونايي كه تابع احساساتن... اينها فقط بودن براشون اهميت داره نه شدن
به هر كاري هرچند احمقانه (واقعا معذرت مي خوام) دست مي زنن كه بگن ما هستيم و احساساتمون اينه...
متاسفانه بايد بگم كه همه ي ما جزء يكي از اين سه دسته هستيم.
فرصت زيادي واسه تغيير داشتيم ولي يا به اوضاع راضي بوديم و يا راضي نبوديم و نخواستيم و يا راضي نبوديم و نتونستيم...پس دليلي ديگه برام نيست كه نگران آينده وبلاگ باشم و براي اين نگرانيم تلاش بكنم گرچه ممكنه يه روزي دلم واسه گذشته ي وبلاگ تنگ بشه...اگه نمي خوام اسمم از ليست نويسنده ها حذف بشه به احترام همه ي نظرهايي كه واسه مطالبم دادين...براتون بهترين آرزوها رو مي كنم كه حداقل به رسم دوستايي ديگه نرفته باشم
تا آموختني را آموختم و آموخته را جمله بسوختم
اندوخته را برانداختم و انداخته را بيندوختم
نيست را بفروختم تا هست را بيفروختم
خدا نگه دارتون
زهرا نقيبي
1. بي انگيزه ها
2.بي تفاوت ها
3. اظهار وجود كننده ها
1. بي انگيزه ها:
اين دسته كسايي بودن كه با يه دلخوري و بي خبر رفتن و ديگه نديدن يا نخواستن بگن كه چي به سر وبلاگ اومده
گاهي هم خبر دادن و رفتن اما چون تلاشي نكرده بودن زياد با قبلي ها فرق نداشتن
2.بي تفاوتها:
اينها كسايي هستن كه هستن
هميشه از مطالب طنز و بتن آرمه اي شون استفاده مي شه
وقتي بهشون احتياجه ازشون خبري نيست
حاشيه رو دوست ندارن حتي اگه اين دوست نداشتنشون به قيمت از دست رفتن وبلاگ باشه
نظر بقيه چندان براشون اهميت نداره
خلاصه اينكه بودن در وبلاگ براشون عادت شده تا وقتي كامپيوتر و مودم و كارت دارن و وبلاگ وجود داره ميان اگه نباشه نميان
3.اظهار وجود كننده ها:
اينها كسايي هستن كه مي خوان باشن
اين دسته خودش به 2 گروه تقسيم مي شه
-كسايي كه تابع عقلن و اونايي كه تابع احساساتن حد وسط هم ندارن
اونايي كه تابع عقلن درسته گاهي ممكنه در اثر نبود احساسات خطرناك بشن اما كاري كه خارج از عقل نباشه باعث انزجار نمي شه... حداقلش همينه
واما اونايي كه تابع احساساتن... اينها فقط بودن براشون اهميت داره نه شدن
به هر كاري هرچند احمقانه (واقعا معذرت مي خوام) دست مي زنن كه بگن ما هستيم و احساساتمون اينه...
متاسفانه بايد بگم كه همه ي ما جزء يكي از اين سه دسته هستيم.
فرصت زيادي واسه تغيير داشتيم ولي يا به اوضاع راضي بوديم و يا راضي نبوديم و نخواستيم و يا راضي نبوديم و نتونستيم...پس دليلي ديگه برام نيست كه نگران آينده وبلاگ باشم و براي اين نگرانيم تلاش بكنم گرچه ممكنه يه روزي دلم واسه گذشته ي وبلاگ تنگ بشه...اگه نمي خوام اسمم از ليست نويسنده ها حذف بشه به احترام همه ي نظرهايي كه واسه مطالبم دادين...براتون بهترين آرزوها رو مي كنم كه حداقل به رسم دوستايي ديگه نرفته باشم
تا آموختني را آموختم و آموخته را جمله بسوختم
اندوخته را برانداختم و انداخته را بيندوختم
نيست را بفروختم تا هست را بيفروختم
خدا نگه دارتون
زهرا نقيبي
+ نوشته شده در شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ساعت 14:6 توسط زهرا نقیبی
|