فرهنگهای نانوشته
از اونجایی که ما ایرانی جماعت در داشتن ذوق و قریحه شهره آفاق بوده و همیشه بدنبال راه حلی برای ابراز علایقمون هستیم،در این بین شاهد بوجود اومدن یک نوع فرهنگ نانوشته میشیم که در طول زمان در بین اقشار جامعه هم بسط و گسترش پیدا میکنه، مثل شعر نویسی پشت اتومبیلها که غالباً کامیونها و تریلیها در خط اول هستند. معمولاً در سفرهای زمینی که با ماشین به مسافرت میریم،از این دست نوشته ها رو زیاد می بینیم واستون چند تا شعر و جمله که بنظرم جالب اومد یادداشت کردم اونم تا جایی که خاطرم بود با رفرنس تا کپیرایت رانندگان عزیز رو رعایت کرده باشم.
ساخلاين ساخلار (توضیح: یعنی اونی که بخواد نگهت داره، نگهدارته)(اتوبان زنجان-كاميون)
گذشت زمان تاراج خاطرهها (هشترود-کامیون)
به غربت میفرستد چرخ گردون ما را نمیدانم پی روزی میفرستد یا اجل ما را (تبریز-کامیون)
ماشاا... تو هم قشنگی (پشت یک پیکان جگری رنگ)
1000 ماشاا... (نیشابور-تریلی حمل آهن)
زندگی بر من به سختی بر شما آسان گذشت همه لحظههای عمرمن در بیابانها گذشت (نیشابور-کامیون)
رفاقت تعطیل (سبزوار-کامیون)
افسوس که بیهوده فرسوده شدم (شاهرود- وانت نیسان)
عشق تو پر حق دنیا پر ناحق (شاهرود -کامیون)
در اوج قدرت انسان باش (قزوین-تریلی)
تیغ بران گر بدستت داد چرخ روزگار هر چه میخواهی ببر اما مبر نان کسی (سبزوار-تریلی)
بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان مردم از عمر چو سالی گذرد، عید کنند (رستوران- مهاباد)
هر حرامی کاش مستی داشت همچون شراب آن زمان معلوم میشد در جهان هوشیار کیست (رستوران- مهاباد)
گر دل تو آهن است دل من هم آهنرباست
ندیدم عاشقی همتای مادر (نیشابور-کامیون)
نه به مالت بناز نه به جمالت بناز (نیشابور-کامیون)
عاشقی جرم قشنگیست به انکارش مکش (نیشابور-کامیون)
غریبه غم مخور من هم غریبم (نیشابور-کامیون)
ز هر کس از سر مهر و محبت میکنم جانم فدا مثل عقرب میزند نیشم نمیدانم چرا (گرمسار-کامیون)
زیبا رویان بیوفایند (زنجان-کامیون)
مگر خواب عجل شیرین کند افسانه ما را (پاکدشت-کامیون)
نیک مردان را اجل گلچین میکند (گرمسار-کامیون)
سنگی بر گوری