دادگاه صحرایی
داشتم می گفتم عده ای دادگاه تشکیل داده بودند(آن هم از نوع صحرائیش) و ما را متهم به حضور همه جانبه و عوام ناپسند در یکی از کلاسها کرده بودند. حالا ما هرچه می خواستیم به دادگاه لاهه شکایت کنیم که به جان خودم نه به جان خودتان یه سوء تفاهمی شده به ما جواب رد دادند. حتی کار به سازمان ملل هم کشید که پس از بررسی های اولیه ، پرونده نیمه کاره رها شد(قرار شده بعد از پرونده انرژی هسته ای بررسی شود.).
تا اینکه یک ترمی گذشت و ما طی دیدی و بازدیدی با همدان و عیدش و در پی ملاقاتی کاملا سری و بدون برنامه ریزی قبلی سری به کلاسی زدیم زمین شناسی نام . دیدیم که عده ای نشسته اند و به حرف استاد گرام گوش فرا دهند (گوش فرا دادنی) ما هم نشستیم گفتیم به حتم یقین حرف مهمی می زدند که حتی عده ای غریبه در این جمع بودند(لابد دیه والا دیگران که بیکار نیستند.). ما که برای پروژه فیزیک و قص علی هذا به همدان آمده بودیم به جمع پرشور آنها پیوستیم .
ادامه دارد....
Ho2