جایی به اسم دانشگاه ، شخصی به نام دانشجو
اول
سلام
دوم
تو عید کامپیوترم قاطی کرده بود
سوم
اصلاً نباید این جوری می شد نمیدونم یکدفعه چه طور شد
چهارم
خواهشاً ، التماساً ، نظر ات الکی ندید و توی نظراتتون به کسی توهین نکنید و گرنه مجبور می شیم مثل وبلاگ بعضی عزیزان نظرات رو گزینش کنیم و این هم توهین به شماست وهم توهین به ما.
پنجم
می خواستم یه چیزی بگم داستان خودمه و این دانشگاه شاید بد نباشه به حرف من هم گوش کنید .
اولین روزی بود که وارد دانشگاه شده بودیم هیچ کی رو نمی شناختم به جز حسن ( آسایش) ولی کم کم تو صف خوابگاه چند تا عمرانی پیدا کردم خلاصه شبش که راهی خوابگاه شدم و کلی خوابگاه رو زیر و رو کردیم سه تا بلوک خوابگاه بودیم و 12 نفر عمرانی (البته به غیر از خودم) شاید تعداد آدمهایی که تا آخر اون ترم شناختم و باهاشون سلام علیک داشتم فقط 20 نفر بود (البته با اون 12 نفر). چون که می خواستم برم و داشتم هم می رفتم ولی وقتی که رفتم امیر کبیر یه چیزی دیدم که فکر کردم اونجا جای من نیست . اون سادگی که توی دانشگاه ما می شد دید اونجا نبود . یه جو کاملاً سنگین. وقتی که فهمیدم اومدنیم و می خوام 4 سال اینجا بمونم سعی کردم همه رو بشناسم حداقل در حد یه سلام علیک و هدفم هم از تشکیل انجمن و کارهای مربوطه دو تا چیز بود
:1 .اینکه سطح علمی خودمون و گروه رو بالا تر ببریم و
2.اینکه رابطه ها بهتر بشه:رابطه بچه ها با دانشگاه ، رابطه بچه ها با گروه و رابطه بچه ها با هم
این اهداف داشت خوب پیش میرفت(مخصوصاً هدف 2) و جو ما داشت با جو بچه های 83 که تجمع بیش از 4 نفرشون شک برانگیزه فرق می کرد اما نمیدونم چی شد که یکدفعه یه سری مشکلات پیش میاد ولی از همه بچه های عمران 84 لا اقل به عنوان یه برادر کوچک و نه به عنوان یه دانشجوی عمران خواهش می کنم برای یکبار هم که شده تو رفتار همون یه تجدید نظری اگر اعمال کنیم بد نیست. ما می خوایم 2 سال دیگه هنوز با هم تو این دانشگاه زندگی کنیم . بهترین لحظات عمرمون رو این جور از دست ندیم.
چرا انقدر حمایتها ضعیف شده که با یه نظر همه پا پس می کشیم و چرا آنقدر راحت به خودمون اجازه میدیم که اینجور باهامون بازی بشه. سعی کنید خودتون باشید. چرا اجازه میدیم جو دیگران بر ما حاکم بشه . بیایید برای یکبار کل هارد مغزمون رو از بدیها فرمت کنیم چون تنها چیزی که از این سالها می مونه فقط یه خاطرشه و یه خوبی و بدی(که امیدوارم بدی نباشه)
من خودم تا حالا سعی کردم با هم باشیم پس بیاید همه با هم باشیم
ششم
اینکه کجا رفت اون روزی رو که وقتی یه نظر میداد که به یکی توهین شده بود 10-12 نفر شاکی می شدند و کجایند دوستانی که با ما بودند و دیگر نیستند و خبری از مطالبشون نیست (لطفاً سختی درس ها رو بهونه نکنید که خود ما هم مثلاً دانشجوییم و این کارها فکر نکنم زیاد وقتی بگیره)
به راستی که من نفهمیدم ولی یه چیزی می گم که حرف آخرمه اینکه سعی کنید جو عمرانیهای 84 رو که من بین همه سالها به با جنبه بودن و منطقی بودن روابطشون می بالیدم دوباره مثل قدیم بشه من هم به شخصه هر کمکی از دستم بربیاد دریغ نمی کنم.