خیلی وقت بود که دو دل بودم که بنویسم یا ننویسم ولی این مجهول الهویه من رو متقاعد کرد که باید بنویسم اما..............................

تقریباْ طرفهای ساعت ۱۲.۳۰ بود که دور و ور اتاق دفتر گروه عمران بودم که آقای حسینیان اعلام کرد که گروه عمران یه واحد جدید  ارائه کرده جویا که شدم دیدم اقتصادمهندسیه چون که این یه درس اختیاری بود و هر چی باشه من هم ۱۶.۵ واحد اختصاصی داشتم ترجیح دادم که بگیرمش اما .....................

(داخل پرانتز یه چیزی بگم اون هم اینکه آخر ترم قبل با واحدهای ارائه شده گروه که مواجه شدم دیدم چند تا درس و واحد به نظرم کم می آد یه نامه تنظیم کردم که به امضای تعدادی از دوستان رسید که در اون از گروه عمران خواستیم که دروس آز مصالح - یه درس اختیاری (اقتصاد +دید مهندسی)-امار و احتمال را ارائه بده که به سر امتحان استاتیک به امضای جمیعی از دوستان رسید.اتفاقا تو اون نامه که من تنظیم کرده بودم به گروه روز پیشنهادی برای ارائه درس و حتی امتحان رو هم داده بودم.اما...............)

من هم رفتم پی این که ساعت درس رو از دوشنبه تغییر بدم که به سه شنبه اما............... چشمتون روز بد نبیند که هیچ کی هیچ چی نوفهمه مگر..................

آقای خدایوندی را پیدا کردم تمام بچه ها را پیدا کردیم ازشون امضا گرفتیم اما وقتی همه راضی هستند و مدیر گروه ناراضی راه حل چیه آقای مجهول الهویه؟

می خوام تموم اماها رو تموم کنم:

-وقتی استاد راهنما برگه تاییده رو امضا نمی کنه...............

-وقتی پیش نیاز یه درسی می شه دید مهندسی.............

-وقتی همه فکر می کنن باید بهت زور بگن......................

-وقتی یه دسته شبانه هستند که باید برای واحد حذف کدشون هم پول بدن................

-وقتی آقای حسینیان نمی بینه که ما روز دوشنبه سه-چهار تا دیگه درس داریم.....................

-وقتی یه عده می خواین صبح که بیدار می شن دوست دارن واحد ارائه کرده باشن...........

-وقتی به خاطر گزفتن یه واحد باید حتی با رییس دانشکده هم درگیر بشی..............

-وقتی گروه عمران شده بنگاه کاریابی که به فکر بی کاری اساتید هستند نه به فکر نامه دانشجویان......

-وقتی گروه عمران بی اجازه دانشکده واحد ارائه می کنه...............

-وقتی محبی بی اجازه صادقی مهر واحد رو می ذاره روی سایت.................

-وقتی دانشجو بی اجازه استاد راهنما واحد می گیره....................

-وقتی آدم نمرات نصیر اسلام رو می بینه که ۲۵نفر از ۴۰ نفر رو انداخته........................

-وقتی استاد قراره آذر بره....................

-وقتی دانشگاه این قدر خر تو خره که هر کی هر کاری دلش می خواد می کنه .................

-وقتی دلت به حال یه سری مثل خودت می سوزه................

======> آدم احساس میکنه بهتره تا قبل از اینکه وسط ترم تو این دانشگاه بی صاحب واحدش رو  حذف کنند بره امار واحتمال بگیره به زور از صادقی مهر اون هم با صادقی فر و با آقای صادقی مهر کلی جروبحث کنه تا یه روز حذف و اضافه عمرانیها زیاد تر بشه تا هر چی حذف کردند و اقتصاد گرفتن بازم بگیرند(که فکر نکنم ضرر کرده باشند چون آقای خدایوندی رفت و اقتصاد هم شد مثل درس اختصاصی تا بچه ها برای عزل استاد و نصب استاد قبلی همت گمارند.)ضمنا اگر جنابعالی خواب تشریف داشتید و وقت اضافه عمرانیها برای حذف و اضافه نبودید گناه خود به گردن ما نیندازید.