بی نظم , بی نظم , بی نظم تر از همیشه
امیدواری کیلو چند؟
-وقتی وارد میشی می بینی که آقایون تازه اول مهر یادشون افتاده که این خراب شده رو باید یه رنگ بزنند.
-وقتی می آیی دانشگاه می بینی آقایون تازه یادشون افتاده که وسط زمستون همدان که بتن رو می ترکونه چه برسه به آسفالت باید راهسازی کنند.
-وقتی یه سری ورودی می بینی که میون زمین و هوا یه لنگه پا هستند.
-وقتی غذای سلف که به گفته دولت نباید گرون می شده و گرون شده.
-وقتی وسط یه مسجد باید نماز بخونی که هنوز دیواراش کامل نشدند.
-وقتی برای یه غذا باید یه ساعت توی صف بمونی.
-وقتی برای ورود به دانشکده مهندسی باید کپسول اکسیژن با خودت بیاری .
-وقتی یه روز نمی شه که سر تا پا خاکی نیایی دانشگاه .
-وقتی روز حذف و اضافه تازه سر ظهر یادشون میافته که یه واحدی باید ارایه بشه.
-وقتی یه گروهی استاد نداره صدتا صدتا دانشجو می گیره .
-وقتی به بیست نفر انتقالی و مهمانی می دند که از هر جایی بیان دانشگاه ما.
-وقتی کسی فکر دانشجو های غیر بومی و خونه رفتن اونها نیست.
-وقتی یه درس ارایه می شه به حد نصاب می رسه ولی هنوز پا در هواست.
-وقتی به یه دانشجوی عمرانی ورودی رسم فنی نمی رسه.
-وقتی خیلی استادا راحت می پیچونن و هیچ کی بیخ گلوشون رو نمی گیره.
-وقتی ..............
-وقتی...............
-وقتی..............
وهزاران وقتی دیگه .به نظرتون اینها میتونه چیزی به جز
بی نظمی , بی نظمی , بی نظمی باشه .