X
تبلیغات
عمران بوعلی
دوشنبه 9 مهر1386
قابل توجه كاربران محترم اينترنت در دانشكده مهندسي

 

با توجه به راه اندازي سيستم Authentication در دانشكده مهندسي جهت اتصال به اينترنت نياز به حساب كاربري مي باشد. 

 

اگر قبلا" نام كاربري و رمز عبور جهت اتصال به اينترنت دريافت نكرده ايد با مرجعه به آدرس http://www.basu.ac.ir/auth  فرم درخواست حساب كاربري را تكميل نموده و ارسال نمائيد. در صورتيكه اطلاعات خواسته شده تكميل بوده و مورد تاييد قرار گيرد، حساب كاربري شما ايجاد ميشود.

 

دانشجويان مقطع كارشناسي ارشد و دكترا بايدبراي دريافت رمز عبور به سايت دانشكده مهندسي (آقاي مقصودي) مراجعه نمايند. رمز عبور اعضاي هيات علمي نيز به آدرس پست الكترونيكي آنها (منحصرا" آدرس پست الكترونيكي دانشگاه بوعلي سينا basu.ac.ir@) ارسال مي گردد.

 

قربونشون برم... هر دم از این باغ بری می رسد... این لینکشون هم که کار نمیکنه... آق میلاد دمت گرم... اگه صدام بهت می رسه... گذرت که به این دانشکده ی خراب شده افتاد یه حساب کاربری برای خودت یکی همبرای من بستون...

 

منبع خبر http://basu.ac.ir/newsdetail.php?Id=61

 

 

+ نوشته شده در 6:55 توسط محمد عباس پور قادی.
سه شنبه 13 شهریور1386
در جستجوی اساتید.....

رضا علاقه بنديان

1345/01/01

همدان

مهدي‌ بيات‌

1339/01/04

ملاير

جواد طاهري نژاد

1353/01/10

همدان

احمد(كامران‌) مريخ‌ پور

1330/01/10

اسدآباد

سيدمهدي‌ حسينيان‌

1356/01/12

همدان

جلال‌ صادقيان‌

1347/01/25

بروجرد

وحيدرضا اوحدي‌

1342/02/19

همدان

محمد ملكي‌

1344/03/06

ملاير

بهزاد شمالي‌

1348/04/13

همدان

مسعود مكارچيان‌

1338/05/01

همدان

محمدرضا شاه‌نظري

1342/05/01

همدان

حسين‌ ترابزاده‌خراساني‌

1355/05/07

همدان

محمود نيلي

1336/05/23

همدان

عباس قديمي

1347/05/25

همدان

مهدي‌ اثني‌ عشري‌

1339/05/28

همدان

محمد شوشتري‌

1342/08/08

همدان

محمدرضا طهماسبي

1333/10/06

دزفول

بهرام‌ رضائي‌

1345/10/06

دورود

محسن‌ تدين‌

1335/11/27

اصفهان

لیستی از اساتید گروه عمران به همراه تاریخ و محل تولد(برای دوستانی که یه وقت دوست داشتند برای اساتیدجشن تولد بگیرند !!؟.)  

{اقتباس از پرتال اساتید} 

+ نوشته شده در 18:29 توسط هومن آل نوری.
یکشنبه 21 مرداد1386
آخر و عاقبت حل تمرین های مهندس بیات
سلام دوستان...

پس از تاختن به اساتیدی نظیر دکتر نیلی ،مهندس حسینیان و دکتر قدیمی حالا نوبت به " مهندس مهدی بیات"  رسیده... امیدوارم که در مطالب قبلی تونسته باشم اون وجه "نا خوشایند" این اساتید رو به خوبی نشون بدم... البته من هیچوقت فصد توهین به این عزیزان رو نداشتم و ندارم اما خوب عده ی کسانیکه "نقد" رو "توهین" می دونن کم نیست... و از طرفی عده ی کسانی که به جای "نقد" "توهین" می کنن هم کم نیست...

آخر و عاقبت حل تمرین های مهندس بیات

                  

مهندی بیات

ضمن قدر دانی از تمام کسانی که حل این تمرینات مفید اما پر مشقت رو "بی منت" در طول سه ترم گذشته و در دروسی چون استاتیک ، مقاومت و تحلیل در اختیار من قرار دادن... دوستانی مثل "مهدی لطفی" ، "سید محمد فرنام" ، " سید علیرضا یثربی" ، " زهرا نقیبی " ، " مصطفی سرکاری" و "مسعود کاووسی"... بی نهایت ممنونم...

راستی یه نکته: این عکس ،عکسیه که من بر اساس اون کمیک "خودکشی به روش قدیمی" رو نوشتم... شاید نزدیک به یک سال می شد که من این عکس رو تو کامپیوترم داشتم و بهش نگاه می کردم و همش به خودم می گفتم " چی می تونه باعث این شه؟" وبیشتر به ذهنم "حل تمرین های مهندس بیات" می اومد و خیلی اوقات هم "دکتر قدیمی"... تا اینکه یه ماه پیش تونستم این کمیک رو بنویسم و هفته ی قبل هم اونو تو وبلاگ گذاشتم... امیدوارم که خوشتون اومده باشه...

 

+ نوشته شده در 23:29 توسط محمد عباس پور قادی.
پنجشنبه 18 مرداد1386
خودکشی به روش قدیمی

 

خودکشی به روش قدیمی

جسد دکتر قدیمی، جهاد گر عرصه ی تصحیح برگه های امتحانی دانشجویان، پس از ماه ها تلاش ایشان در جهت تصحیح برگه های میان ترم و پایان ترم درس مکانیک خاک، در میان انبوهی از این برگه ها یافت شد.

 

 پزشکی قانونی علت مرگ را ضربه ی مغزی شدید اعلام کرده است. گویا دکتر به دلیل عدم دسترسی به طناب از "کش"برای خود کشی استفاده کرده است.و در زمان رسیدن به بیمارستان دکتر همچنان زنده بوده است.

 

نکته ی تامل برانگیز و عبرت آموز در مرگ دکتر قدیمی ، این است که گویا دکتر قدیمی چندی پیش با مطالعه ی مطلبی بسیار تاثیر گذار از "وبلاگ دانشجویان عمران بوعلی" دگرگون گشته و تصمیم به تهیه ی "کارت اهدا ی عضو"   گرفته است.

 

همسر دکتر قدیمی در حالی که سعی می کرد خود را آرام نشان دهد به خبرنگار ما گفت:

 

   یه چند روزی بود که خیلی پریشون بود...هی می گفت: مممم... راستش... واقعیتش... من نرسیدم حتی برگه های میان ترم این درس مکانیک خاک رو تصحیح کنم و حالا بیش از یه هفته از تاریخ امتحان گذشته و من باید تا حالا نمرات رو اعلام می کردم...وای خدای من...هیچ وقت فکر نمی کردم مرتکب همچین خطای آموزشی بزرگی بشم. من خودم معاون آموزشی هستم و وظیفه ام اینه که نذارم کسی خلاف مقررات آموزشی عمل کنه، حتی حسینیان... و حالا خودم به این وضع دچار شدم... تحمل این زندگی برام خیلی سخت شده...اگه من مردم به بچه ام بگو پدرت در راه تصحیح علم و دانش شهید شد...

 

همسر دکتر بعد از چند لحظه زاری، ادامه داد:

 

من بهش گفتم: مگه ترم قبل، سره اون درس محاسباته عددیه کوفتی، همین بلا سرت نیومد...چرا این ترم دوباره یه کلاس شلوغ ورداشتی که اینجوری شه عزیزم...

 

دکتر در جوابم گفت: آره منم به حرفت گوش کردم و از گروه خواستم و دو تا کلاس خاک ارئه شد...من و دکتر اثنی عشری...

 

همسردکتر: خوب پس چرا اینقده کلاست شلوغ شد...نگو که بچه ها دوست دارن چون تا جایی که من یادمه ،توی همون کلاس محاسبات عددی دمار از روزگارشون در آوردی و درسی رو که همه ازش بالای ۱۵ می خوان و می گیرن ،به خیلی ها کم دادی و اونقدر سر کلاس و امتحان میان ترم و پایان ترم و پروژه و تمرین و کوییزها اذیتشون کردی که حتی خودت هم شب ها کابوس می دیدی .چند بار هم یادمه که توخواب می گفتی "قادی...پور قادی...عباس پور...نه...معذرت میخوام....منو ببخش...عباس پور...رحم کن...من زن و بچه دارم...تو نو خدا...تو نو امام زمان...رحم کن..." پس چه طور شد که دوباره همه اومدن با تو درس ورداشتن... نکنه مازوخیزم دارن این شاگرد های تو؟

 

دکتر هم من و من کنان در جوابم گفت: راستش...واقعیتش اینه که...نمی دونم باید به مراجع روجوع کنم، ببینم چی میشه...آه بله...بله...حق با شماست...من اینجا رو اشتباه کردم...اجازه بدید درستش کنم...حقیقتش اینه که همه ی این آتیش ها از گور حسینیان بلند میشه...چه بد دهن شدم من...

 

همسر دکتر: چه طور؟

 

دکتر: واقعیتش اینه که من ترم قبل وقتی رسیدم ،دقیقا تو آخرین لحظات تمام برگه های محاسبات رو تصحیح کنم و در آخرین دقایق نمره ها رو رد کنم...فوری رفتم پیش حسینیان که داشت با شاگرد های درس مقاومتش صحبت میکرد و گفتم "لطفا سکوت رو رعایت کنید" اونا که ساکت شد،به حسینیان گفتم اجازه میدین یختون رو بگیرم. اونم گفت" خواهش میکنم" و منم بیخ یخه ی این حسینیان رو گرفتم که" تو هم باید  پیرت در بیاد ،چشای قشنگت کور، به موقع نمرات رو به آموزش برسونی...". اونم از اونجا که می دونست من بوکس رو به شکل کاملا حرفه ای  کار میکنم ، با هام یخه به یخه نشد و فقط دو تا از انگوشتاش رو گرفته بود جلوی لبهاش و یه دست دیگش هم به کمرش بود و هی می گفت :ببینین آقای قدیمی نمیشه دی ای...من حالش رو ندارم دی ای...گیر نده دی ای...منم بهش گفتم من دی ای، می ای ،سرم نمیشه یا به موقع نمرات رو می رسونی یا من می دونم و تو... اونم گفت: بد...بد...بد...این فحش زشت رو بهم داد و گفت: حالا میبینیم... و در حالی که ده، بیست قدم از من دور شده بود و پشت به من داشت کتش رو مرتب می کرد، گفت: دی ای...

 

من اون دی ای آخرش رو جدی نگرفتم و رفتم پی کار خودم...اما همون دی ای آخر ،کار خودش رو کرد... خدا بگم اونایی رو  که پای حسینیان به گروه عمران  باز کردن چی کار نکنه... میگن نیلی و شاه نظری بر اساس روابط و نه بر اساس ضوابط اینکار روکردن...

چه جنایتی...

 

همسر دکتر: خوب حالا مگه چی کار کرده؟!!

 

دکتر: اونقد بچه های کلاس دینامیک رو ترسوند و اذیت کرد که کلی از بچه ها رفتن درس دینامیک رو حذف کردن و بعدش تو برنامه ی ترم بعد، یکی از زمان های درس دینامیک رو با یکی از کلاس های درس خاک دکتر اثنی عشری تداخل داد...شرایط جوری شد که همه ی اونهایی که دینامیک رو یا حذف کرده بودن و یا افتاده بودن مجبور بودن با من درس وردارن و کلاس من شلوغ شد و حالا هم این اوضاع پیش اومده...بمیری حسینیان...گروه داغت رو ببینه... بازم که بد دهنی کردم!!!

 

همسر دکتر: خوب اینا مجبور بودن، قبول...بقیه چی؟!!

 

دکتر در جواب همسر: چه می دونم عزیزم، لابد به قول خودت مازوخیزم داشتن یا شایدم می خواستن یوگا کار کنن تا اعصابشون قوی شه...گفتن به جاش می ریم با قدیمی درس می گیریم خیلی بهتر از یوگاه و تاثیر خیلی بیشتری بر تمرکز داره...چه می دونم چه مرگشون بوده؟!! من رو ببخش عزیزم، امشب حالم اصلا خوب نیست ،هی بد دهنی می کنم... به هر حال دوران خوابگاهی بودن، روی هر فردی تاثیر می ذاره...بد دهنی های من رو ببخش...مال اون دورست...

 

همسر دکتر بعد از شرح این ماجرا کمی بی حال شد و با خوردن یه پارچ آب قند برگشت به حالت قبلیش و در ادامه به خبرنگار  گفت:

 

بعد از این گفت و گو دکتر خودش رو در اتاقش حبس کرد و نه غذا میخورد و نه بیرون می اومد و نه جواب کسی رو می داد...فقط یه بار دیدم که بعد از چند روز، از زیر در، لیست نمرات درس مکانیک خاک رو داد بیرون و تو نامه نوشته بود که " اونی که ریز نمرات توشه و پرینت صفحه ی Excel رو بزن به برد و اونی رو که تو لیست حضور غیاب نوشته شده رو بده  مهندس طهماسبی تا بده به آموزش...ممنون...بابت بد دهنی های سی روز  قبل هم ازت معذرت می خوام".

 

منم این کار ها رو کردم...وقتی برگشتم خونه دیدم در اتاقش بازه و خودش رو بین انبوه برگه ها  راحت کرده...

 

                                                                           پایان

 

 

 یه روز یکی از دوستام بهم گفت:

 

 "تو آدم بدی هستی... چون نمی تونی تحسین کنی"

 

 

 

+ نوشته شده در 0:12 توسط محمد عباس پور قادی.
پنجشنبه 11 مرداد1386
ماراتن انتخاب واحد

سلام ......

خبر انتشار جداول دروس که توسط مهدی بیات عزیز به من رسید ( دمت گرم !!) باعث شد با ذوقی وصف نا پذیر برم دانشکده ................

الحمد ا... مثل همیشه سوت و کور بود تنها جایی که شلوغ بود اتاق انتشارات بود که اینم برای من عادی شده .... بعد از این که برنامه ای که گروه توی 2 روز بسته بود را سبک سنگین کردم به این حرف یکی از دوستان صحه گذاشتم که : یا این ترم میخوان یه حال اساسی به ما بدن یا حسابی میخوان .....! (خدا اون روزو نیاره)

به هر حال لیست دروس عمومی و پایه به همراه دروس تخصصی را همین زیر براتون گذاشتم :

- از همین الان بگم با این که در تهیه این جداول دقت فراوانی کردم اما خب انسان جایز الخطا است اگه اشتباهی بود : 1) ببخشید    2) یه جوری به بقیه دوستان ( یا به خودم ) خبر بدید ( مثلا در قسسمت نظرات بیان کنید و... )

مثل همیشه امیدوارم خوش باشید و موفق ....

 >>>>>>    دروس عمومی

>>>>>>  دروس تخصصی

 

+ نوشته شده در 7:13 توسط سید علی رضا یثربی.
یکشنبه 19 فروردین1386
جامه ی کهنه است، ز بزاز نو...
سلام...

تا به حال نشریه ی ساروج در دو شماره به چاپ رسیده. و همواره لوگو این این نشریه یکی از مشکلات دوستان "شورای سردبیران" بوده.بعد از چاپ نشریه شماره ی یک به فکر طراحی لوگو افتادم. هر چند هومن آل نوری به عنوان سردبیر نشریه شماره ی یک با توجه به تمام مشغله های جشن خیلی خوب تونسته بود هم از پس لوگو نشریه و هم از پس خود نشریه بر بیاد.اما نشریه هنوز یه لوگو خاص کم داشت.

در چاپ نشریه دوم من به زحمت در لیست اعضای محترم "شورای سردبیری" قرار گرفتم شایدم به لطف خانم نقیبی...در هر حال من در چاپ این نشریه ی شماره ی دو که به نظر من نه حرکتی رو به جلو بلکه فقط یک درجا زدن مسخره بود به عنوان یکی از اعضای "شورای سردبیری" قرار گرفتم.بگذریم از این نکته که من فقط چند کمک کوچولو موچولو انجام دادم و اجازه ی خوندن مطالب نشریه قبل از چاپ به من داده نشد و نهایتا بعد از چاپ و انتشار نشریه به من هم اجازه ی قرائت مطالب برای اولین بار همگام با سایرین داده شد.

طرح لوگو نشریه دوم هم با خانم نقیبی (طراح مهر اسرار آمیز انجمن علمی) بود.طرح اولیه ای که روی کاغذ بود (و خانم نقیبی چند بار هم این کاغذ رو گم کردن و دوباره به همت دوستان یافتن) بد به نظر نمی اومد یعنی روی کاغدی که دست ایشون بود و با مداد کشیده بودن چیز جالبی بود...اما...اما پس از سه چهار ساعت وقتی که ایشون با بچه های کد بلده ۸۵ ( زیاد به خودتون فشار نیارین .منظورم عمرانی های ۸۵ اییه که کار با نرم افزار اوتو کد رو بلد بودن) طی کردن و کار کارشناسانه ای که انجام دادن ،طرحی به دست اومد که پس از چاپ با تاخیر این نشریه بر روی جلد بد رنگ این نشریه دیدیم...

اونقدر این طرح بد در اومده بود که یکی از دوستان برقی ما ، که از سر علاقه(عشق پنهانی) ای که به یکی از آبجی های عمرانی ما داره اومده بود و نشریه رو خریده بود بر گشته بود به من با لحن جالب همیشگیش (که آخر کلمات رو میکشه یه جور باحالی ناز میده و می ناله) گفت: "آقای عباسپور، من نشریتون رو خریدم ولی نخوندمش اما یه انتقادی می تونم بکنم؟". منم گفتم :" خریدی که خریدی.به خاطر گل روی من که نخریدی به خاطر فلان کس خریدی،منت هم نداره ، می خواستی نخری جانم...بنال بینیم ".فکر کردم این که هنوز چیزی نخونده و اگه هم بخونه سر در نمیاره پس از چی می خواد ایراد بگیره و لابد می خواد مثل همیشه چرند ببافه .اونم صاف گذاشت کف دستم" این لوگو نشریتون خیلی داغونه".منم برگشتم گفتم: "نه، اتفاقا روش خیلی کار کارشناسی شده اما این از آب در اومده شما ببخش. ایشالا دفعه ی بعد اگه خدا قسمت کنه یه طرح بهتری می دیم تا مشکل شما عشاق عزیز هم رفع شه"...قضیه این گونه است عزیزان من...سرتون رو درد نیارم...بعد از این ماجرا وقتی برای تعطیلات بین دو ترم برگشتم خونه از برادرم که متخصص فلشه ( نمی خوام از سایر تخصص هایی که داره بگم چون گیرم پدر تو بود فاضل...) خواستم با صرف کمی وقت (کمتر از یه ربع ساعت) این مشغله ی فکری "شورای سردبیران" رو بر طرف کنه...اونم دست به کار شد و به همون راحتی و سرعتی که لوگو وبلاگ رو  طراحی کرد (لوگوایی که هم در زیر این متن و هم در بالای نوار کناری وبلاگ می بینین) طرح نشریه ساروج رو ریخت و پی افکند.دو طرح اول مربوط به نشریه و طرح سوم هم علاوه بر لوگو وبلاگ طرحیه که در پیش شماره ی ساروج مورد استفاده قرار گرفت.

در ضمن باید بگم هر گونه ایرادی هم به این طرح وارد باشه با گوش جان نیوش می کنم.راستی این دو طرح به هیچ وجه طرح نهایی و مصوب نیست و ما اعضای انجمن علمی و"شورای سردبیران" خیلی هم خوشحال می شیم که سایر طرح های بهتر و بدتر شما عزیزان رو شاهد باشم و بتونیم با دست باز لوگو نشریه رو از بین بهترین طرحها ارسالی شما عزیزان انتخاب کنیم...آدرس مربوط به هر  طرح رو  در بالاش قرار دادم تا علاقه مندان بتونن این طرحها رو در اندازه ی واقعی و دست نخورده و با کیفیت بهتر نظاره گر باشن.

 

طرح شماره ی یک

Tarh1

 طرح شماره ی دو

Tarh2

 طرح شماره ی سه

Tarh3

 

با تشکر ویژه از تمام کسانی که در تهیه ،چاپ و توزیع نشریات ساروج یک و دو ،بدون هیچ گونه اجر ومزد و پاداشی روز هاشون رو شب کردن...من کمترین تلاش رو به فراخور مسولیتم در امور مربوط به این دو شماره داشتم...اما از نزدیک شاهد تلاش بی چشمداشته تمام دوستان بودم...امیدوارم روزی برسه که هیچ فعالیتی در این انجمن و مخصوصا فعالیت داوطلبانه دوستان غیر عضو بدون "تشکر و خدا قوت" نمونه... 

 

+ نوشته شده در 4:57 توسط محمد عباس پور قادی.
شنبه 18 فروردین1386
انجمن علمی...گذشته...حال...آینده...

 

تا قبل از سال 84 و ورود عمرانی های  84 ،گروه عمران دانشکده نهادی به نام "انجمن علمی" نداشت. تا اینکه پس از چند ماه پیگیری های مداوم هومن آل نوری انتخابات این انجمن در اردیبهشت 85 برگذار شد و یک تیم 8 نفره ( 4 پسر و 4 دختر ورودی 84 ) برای فعالیت تو این انجمن انتخاب شدن (نشنیده بگیرید که فقط و فقط 4 پسر و 6 دختر برای انتخابات ثبت نام کردن و خیلی زود تعداد افراد انجمن از 8 به 6 رسید).انجمن با امیدی که به کمک سایر دوستان داشت کارش رو شروع کرد و سعی کرد تمام ابزار های لازم رو برای فعالیت انجمن نه به معنای فرد و شخص بلکه به معنای یک تشکل حقیقی و البته حقوقی فراهم بیاره...ابزای مثل مهر، آرم،دفتر ، اعتبار حقیقی و حقوقی در سازمان مرکزی دانشگاه و مسولین مربوطه، در دفتر گروه و بین اعضای هیئت علمی و بین مسولین دانشکده، اعتبار فعالیت در بین دانشجویان رشته ی عمران و بسیار ابزار های مهم دیگه که برای فعالیت این انجمن در سال های آتی مورد نیاز بود...اگه زمینه سازی برای فعالیت انجمن های بعدی رو بخواهیم مهمترین هدف این انجمن قلمداد کنیم باید بگم که انجمن حاضر انجمنی بسیار موفق بوده و تونسته به این مهم -که اهمیتش رو آیندگان بیشتر درک خواهند کرد-برسه.

 

اگه بخواهیم نگاهی گذرا به فعالیت یک ساله ی این انجمن داشته باشیم می تونیم این فعالیت ها رو به دو دسته تقسیم کنیم:

 

1-فعالیت های داخلی:

-یرگذاری انتخابات

-برنامه ریزی

-تهیه امکانات دفتری

 

2-فعالیت های خارجی:

-برگذازی جشن معارفه

-انتشار نشریه ی ساروج ش.1

-برگذاری مراسم هفته ی پژوهش

-انتشار نشریه ساروج ش.2

-افتتاح دفتر انجمن

 

در این بین فعالیت های دیگه ای مثل پخش فیلم عمرانی ،جلسه ی پرسش و پاسخ در زمینه ی طرحهای عمرانی دانشگاه ،تهیه مجوز نشریه،طراحی و تهیه مهر و آرم،همکاری با اساتید گروه در سمینار های هفته ی پژوهش،شناساندن انجمن علمی به دانشجویان و اساتید و مسولین دانشکده، تهیه اتاق برای انجمن، ارتیاط با دانشجویان ارشد و چندین فعالیت تمام و نیمه تمام دیگه که در این دوران یک ساله انجام شد رو میشه در قالب فعالیت های داخلی و خارجی انجمن قرار داد...

 

اما آینده ی انجمن؟!!

 

با وجود تمام ارزشی که برای فعالیت خالصانه ی اعضای انجمن حاضر ،قائلم و به خصوص خلوص هومن آل نوری اما باید بگم که با توجه به جو بسیار خاص و منحصر دانشگاه بو علی سینا ی همدان،با این روندی که این انجمن در پیش گرفته هیچ آینده ی روشنی پیش رو نیست...بهتره که برنامه ریزی های انجمن با توجه به جو حاکم بر دانشگاه و دانشجو ها باشه...قبول دارم این روندی که این انجمن در پیش گرفته در بسیاری از دانشگاه های مطرح کشور جواب داده.

 

از وقتی برای تعطیلات عید به بابل اومدم پی گیر وضع فعالیت انجمن های علمی در دانشکده مهندسی این شهر شدم( دانشکده ی مهندسی دانشگاه مازندران که اخیرا به دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل تغییر نام داده)و دیدم که روند فعالیت انجمن های این دانشگاه هم مثل روند فعالیت ماست حتی با تعجب زیادی فهمیدم که مثلا انجمن علمی برق با دریافت 1000 تومان عضو گیری می کنه و کارت صادر میکنه.در حالی که اصلا چنین انتظاری نداشتم . از طرف دیگه خبر از بودجه ی میلیونی و حساب مالی پر بار این انجمن به گوشم رسید و اینکه انجمن برق و عمران این دانشگاه با برگذاری مسابقات ربوکاپ(برق و کامپیوتر) و بتن(عمران) ذخایر مالی چشم گیری (البته نسبت به ماها) در اختیار دارن...

 

در حال حاضر میشه نظام حاکم در انجمن های علمی دانشگاه های مختلف رو از یک منظر به نظام حکومتی حاکم بر کشورمون تشبیه کرد...قطعا خیلی از ما در مورد اصل 44 قانون اساسی چیز های زیادی شنیدیم و خیلی از مواقع این اصل رو در شرایط ایده آل یه اصل رهایی بخش خوندیم و خیلی از مواقع این ایراد مستقیم رو به دولت وارد می کنیم که چرا به امر خصوصی سازی سرعت نمی ده تا صنعت های مختلفی مثل مخابرات با افتادن به دست فرد و رهایی از دست دولت به سمت کیفیت بهتر خدمات پیش بره و حتی یه بار تو سلف دانشگاه شنیدم که یکی از احباب می گفت :فلان دانشگاه گرفته سلفش رو داده به یه شرکت خصوصی ،برو ببین چی کرده،بودجه رو از دانشگاه می گیره بهترین کیفیت روهم میده میز ها همه مثل رستوران ها، از 4 نفره شروع میشه و به 12 نفره ختم میشه و سر هر میز یه پارچ آب و تازه طرف دزدی هم نمی کنه بهترین کیفیت رو هم میده و سودشم می کنه...حالا اینا سلف رو گرفتن دستشون با بودجش هم هر غلطی بخوان می کنن و الخ.

 

بی شک اگه خیلی از فعالیت ها از اجرای مستقیم دولت خارج شه و این قوه کمتر مجریه اطلاق شه، خصوصی سازی و زمینه سازی برای سرمایه گذاری های داخلی و خارجی ایجاد شه و حساب ها و صندوق های قرض الحسنه کمتر شه و در یک کلام دولت کمتر مجری باشه و بیشتر تصمصم گیرنده و برنامه ریزنده، اونوقت قطعا شاهد یه تحول خواهیم بود...در هر حال مثل همیشه خوب حرف می زنیم و "یه سوزن به خودت بزن یه جوال دوز به دیگرون" رو فقط برای قشنگیش میگیم...

 

موضوعی دیگه ،ببینین مثلا ما به عنوان اعضای انجمن یه سمیناری می ذاریم ،سمیناری برای دانشجویان کارشناسی که نه نمره ی تشویقی داره و نه ساندیس و کیک...و کلی هم براش تبلیقات می کنیم اونوقت روز بر گذاری می بینیم فقط ما یر گذار کننده ها و چند تا از دوستامون به اصرار ما اومدن و تو سمینار نشستن...اونوقت مسئله اینجاست آیا ما حق ناراحت شدن داریم یا نه؟!! مسلما نه...چرا که ما به عنوان افرادی که اومدیم و عضو انجمن شدیم وظیفه داریم که همچین سمینار هایی رو بر گذار کنیم خواه استقبال زیاد باشه ویا نباشه.ما حق این رو نداریم که منتی بر سر کسی بگذاریم و بگیم ما فلان کردیم و بهمان کردیم و چرا شما تو سمینار ما شرکت نکردین ؟!! ما فقط یه وظیفه داریم و اون فعالیت کردن بی قید و شرط (این حرف و اعتقاد امروزمه ...هر چند دیروز هم بود اما امروز زبونه زده)...

 

حال با توجه به شرایط دانشگاه و دانشجویان بو علی اگه واقعا می خواییم در سال های آینده شاهد یه انجمن پویا باشیم باید دستی افشانیم و به نوعی خصوصی سازی کنیم...

 

تجربه ی یک ساله ما نشون داده که در این داشگاه کمتر مسولی پیدا میشه که دلش به حال انجمن های علمی بسوزه والبته کمتر دانشجویی هم...

در چنین شرایطی که فعالیت های انجمن های علمی مورد بی مهری قرار میگیرن به نظر من ادامه دادن به این روند فرسایشی ،موجبات کنده شدن گور انجمن رو فراهم میاره ما باید روند دیگه ایی رودر پیش بگیریم...

 

مسئله ی دیگه هم اینجاست که انجمن باید همیشه در پی انجام دو چیز باشه 1-کاری که علمی باشه 2-کاری که بچه ها دوست داشته باشن.

بهترین شرایط هم برای یه انجمن وقتی پیش میاد که مورد 1 در دل مورد 2 باشه یعنی بچه ها به کارهای علمی-تخصصی واقعا علاقه داشته باشن...در این شرایط انجمن هم از فعالیت های علمی سربلند بیرون میاد هم از فعالیت های جنبی.اما همه ی ما می دونیم که ما، بچه های گروه عمران خاصیت بالا رو نداریم یعنی خیلی ها مون از موضوعات وبحث های علمی خارج از محدوده ی نمره و کتاب خوشمون نمی آد.پس انجمن چیکار باید بکنه؟...چون انجمن علمیه پس باید فعالیت علمی بکنه و اگر بچه ها هم توجه ی نکردن اونقدر به فعالیتش ادامه بده و تلاش کنه تا کم کم بچه های رشته به سمت فعالیت های علمی این انجمن جلب بشن...اما...

 

می دونیم که برای داشتن یه انجمن خوب در دانشکده ی ما 4 عنصر مورد نیازه ، در واقع هر تشکل دانشجویی برای موفق بودن به 4 عامل نیازمنده 1-اعضایی توانمند 2-حمایت مسولین دانشگاه و دانشکده 3-حمایت و تمایل دانشجویان 4-حمایت گروه (اگر این نهاد وتشکل بخواد فعالیت علمی بکنه)

 

حالا بیایم ببینیم که انجمن ما از این 4 عنصر کدوما رو داره وکدوم ها رو نداره

 

1-اعضایی توانمند (راستش این رو بیشتر باید اونایی بگن که از بیرون به انجمن نگاه میکن).اما از دید من که درون انجمنم: با توجه به فعالیت هایی که انجمن با وجود تمام کمبود ها تا به حال انجام داده می تونم بگم ما خشت اول رو محکم کردیم و وظیفه  مون رو در قبال خشت اول خوب انجام دادیم و 65 از 100 نمره ی این انجمنه

 

2-حمایت مسولین دانشگاه و دانشکده :در اینمورد تنها دونفر در کل این دانشگاه به انجمن علمی ما کمک کردن و بهمون بها دادن 1-اصغر آقا  2-جناب آقای مختاری (مسول انجمن های علمی کل دانشگاه) و الا هیچ مسولی به هیچ وجه کمکی به ما نکرد به عبارتی هیچ حمایتی نکردن و فقط بعضی مواقع به دستورات و وظایف عمل کردن .اگه این دونفر رو در نظر نگیریم میشه 3 از 100 و اگر در نظر بگیریم میشه 30 از 100

 

3-حمایت و تمایل دانشجویان: دز این مورد هم شاید نشه درست قضاوت کرد .شاید انجمن باید این تمایل رو به وجود بیاره .اما اگه از کم کاری های انجمن در این مورد صرفه نظر کنیم تمایل صرف دانشجویان رو در نظر بگیریم عمران 84 میشه 25 از 100و عمران 85 میشه 30از 100

 

4-حمایت گروه :گروه اوایل در برابر دخواست های انجمن مقاومت می کرد اما کم کم نرم شد و تاحد خیلی خوبی به ما کمک کرد و میشه 30 از 100

 

حالا شما شرایط بالا رو در نظز بگیرین حتی اگه با اغماض نگاه کنیم وبگیم که مجموع هر 4 عامل بالا نمره ی 50 از 100 بگیرن...آیا واقعا این شرایط رومیشه شرایطی مناسب دونست؟

 با توجه به شرایطی که ذکر شد و من خودم شخصا تجربه کردم باید بگم که ما بایستی روندی جز این رو در پیش بگیریم.

 

روندی مثل اصل 44

خوب این یعنی چی؟؟؟

این یعنی اینکه دست انجمن رو در خیلی از امور کوتاه کنیم و انجمن فقط یک ناظر و یک اهرم باشه .این یعنی اینکه هر دانشجویی هر کاری دلش می خواد بکنه .این یعنی باز گذاشتن دست دانشجو .یعنی اگه دانشجویی از اعضای انجمن خوشش نمیاد این خوش نیومدن مانع فعالیتش نشه.مثلا اگه کسی می خواد مسابقات پل ماکارونی شرکت کنه.خیلی ساده خودش پی گیر موضوع بشه و تیمی هم که خودش دوست داره ببنده و مشغول فعالیت بشه و وقتش رو فقط و فقط برای مسابقه بگذاره و به هیچ وجه نیفته به دنبال هماهنگی درون دانشگاهی و بین دانشگاهی و هی اینو ببین اونو ببین ،در واقع کارهای دفتری و هماهنگی ها رو انجمن انجام بده و اون فرد و تیمش فقط به فکر مسابقه باشن...این یعنی اینکه دیگه اعضای انجمن نتونن در هر موردی اعمال نظر کنن.این یعنی اینکه اگه یه عده اومدن و گفتن نشریه ی بعدیتون رو ما اماده می کنیم ،انجمن استقبال کنه و به عبارتی بهتر خر کاری ها و دردسر های بی ربط باشه پای انجمن و نفس فعالیت باشه بر عهده ی اونی که اومده دنبالش.

 

یعنی اونقدر انجمن رو باز کنیم که هر کسی هر فکری تو سرش بود و خواست عملی کنه خودش بیاد و بیفته دنبالش.اونوقت وقتی یه گروهی که خیلی با هم دوستن اگه بیان و یه جشنی بر گذار کنن.گروه دیگه که تو این جشن بی کار بودن می افتن دنبال کار نمایشگاه ،گروه بعدی دنبال نشریه.یه گروهی دنبال تهیه جزوات درسی اساتید.یکی دیگه هم دستور کار چند تا آزمایشگاه رو ردیف می کنه.اونوقت اصل دست دانشجو و پشت صحنه دست انجمن .اونوقت با این شرایط اگه کسی بخواد کاری بکنه و انجمن جلوش بایسته ،بچه ها از انجمن شاکی میشن و اعضای انجمن عوض می شن.به همین راحتی دیگه کسی بر نمی گرده به من بگه :حس می کنم انجمن علمی بستست.به عبارتی هر کی اراده کنه هر فعالیتی که می خواد بکنه حتی اردو بذاره.حتی بیاد و در مورد مشکلات تو آمفی تئاتر جلسه بذاره.امضا جمع کنه.اگه بعضی از بچه ها واحد کم دارن بیان و اعتراض کنن نامه بدن به گروه و حتی تحصن کنن.

 

نمی دونم که تونستم بعد این همه تایپ کردن منظورم رو درست بیان کنم یا نه؟

در هر حال این نظر شخصیه منه که بعد از یک سال فعالیت در این انجمن و آشنایی با فضای دانشگاه و دانشکده و گروه و دانشجویان عمران دارم بیان می کنم.مدت ها روش فکر کردم تا پخته شه و ارزش بیان داشته باشه.اینجوری دیگه بودن با نبودن تو انجمن نمی تونه یه امتیاز باشه.اینجوری همه خودشون رو یکی از اعضای اصلی انجمن احساس می کنن و درک می کنن که اگه نباشن یه جای کاره این انجمن می لنگه و این انجمنه که به اون نیاز داره نه اون به انجمن.این جوری خیلی از غرور ها حفظ ممیشه.و این چیزیه که ارزشمنده.

 

+ نوشته شده در 3:31 توسط محمد عباس پور قادی.
شنبه 6 آبان1385
Faghat Khoda Nakone

Salam , 1 harfe Koochik Dashatam ! Yani Harf ke Na , Bishtar Fekre

Az Terme Paieez 1 Mah Gozashte , Amma Man ke Khodam Be Shakhse Bejoz Taklif Tahvil Dadan Kare Dige Nakardam ! Hala Vasate in Dars Nakhoondan Ha , Adam Mashghale ye FEKRI peyda kone , Ghooze Bala Ghoooze

 

Be Ejtemae Khodemooon Fekr Mikardam ! Va BE Tor e Khas Be FOOZOOL ha Va KHABAR-CHIN ha , Ke Che Jooori Be Zendegi ye Adam Gand Mizanan 

Age Nazari Rajebeshoon Darid Begid

+ نوشته شده در 15:58 توسط حسن آسایش.
شنبه 6 آبان1385
اقتصاد +دید مهندسی؟
خیلی وقت بود که دو دل بودم که بنویسم یا ننویسم ولی این مجهول الهویه من رو متقاعد کرد که باید بنویسم اما..............................

تقریباْ طرفهای ساعت ۱۲.۳۰ بود که دور و ور اتاق دفتر گروه عمران بودم که آقای حسینیان اعلام کرد که گروه عمران یه واحد جدید  ارائه کرده جویا که شدم دیدم اقتصادمهندسیه چون که این یه درس اختیاری بود و هر چی باشه من هم ۱۶.۵ واحد اختصاصی داشتم ترجیح دادم که بگیرمش اما .....................

(داخل پرانتز یه چیزی بگم اون هم اینکه آخر ترم قبل با واحدهای ارائه شده گروه که مواجه شدم دیدم چند تا درس و واحد به نظرم کم می آد یه نامه تنظیم کردم که به امضای تعدادی از دوستان رسید که در اون از گروه عمران خواستیم که دروس آز مصالح - یه درس اختیاری (اقتصاد +دید مهندسی)-امار و احتمال را ارائه بده که به سر امتحان استاتیک به امضای جمیعی از دوستان رسید.اتفاقا تو اون نامه که من تنظیم کرده بودم به گروه روز پیشنهادی برای ارائه درس و حتی امتحان رو هم داده بودم.اما...............)

من هم رفتم پی این که ساعت درس رو از دوشنبه تغییر بدم که به سه شنبه اما............... چشمتون روز بد نبیند که هیچ کی هیچ چی نوفهمه مگر..................

آقای خدایوندی را پیدا کردم تمام بچه ها را پیدا کردیم ازشون امضا گرفتیم اما وقتی همه راضی هستند و مدیر گروه ناراضی راه حل چیه آقای مجهول الهویه؟

می خوام تموم اماها رو تموم کنم:

-وقتی استاد راهنما برگه تاییده رو امضا نمی کنه...............

-وقتی پیش نیاز یه درسی می شه دید مهندسی.............

-وقتی همه فکر می کنن باید بهت زور بگن......................

-وقتی یه دسته شبانه هستند که باید برای واحد حذف کدشون هم پول بدن................

-وقتی آقای حسینیان نمی بینه که ما روز دوشنبه سه-چهار تا دیگه درس داریم.....................

-وقتی یه عده می خواین صبح که بیدار می شن دوست دارن واحد ارائه کرده باشن...........

-وقتی به خاطر گزفتن یه واحد باید حتی با رییس دانشکده هم درگیر بشی..............

-وقتی گروه عمران شده بنگاه کاریابی که به فکر بی کاری اساتید هستند نه به فکر نامه دانشجویان......

-وقتی گروه عمران بی اجازه دانشکده واحد ارائه می کنه...............

-وقتی محبی بی اجازه صادقی مهر واحد رو می ذاره روی سایت.................

-وقتی دانشجو بی اجازه استاد راهنما واحد می گیره....................

-وقتی آدم نمرات نصیر اسلام رو می بینه که ۲۵نفر از ۴۰ نفر رو انداخته........................

-وقتی استاد قراره آذر بره....................

-وقتی دانشگاه این قدر خر تو خره که هر کی هر کاری دلش می خواد می کنه .................

-وقتی دلت به حال یه سری مثل خودت می سوزه................

======> آدم احساس میکنه بهتره تا قبل از اینکه وسط ترم تو این دانشگاه بی صاحب واحدش رو  حذف کنند بره امار واحتمال بگیره به زور از صادقی مهر اون هم با صادقی فر و با آقای صادقی مهر کلی جروبحث کنه تا یه روز حذف و اضافه عمرانیها زیاد تر بشه تا هر چی حذف کردند و اقتصاد گرفتن بازم بگیرند(که فکر نکنم ضرر کرده باشند چون آقای خدایوندی رفت و اقتصاد هم شد مثل درس اختصاصی تا بچه ها برای عزل استاد و نصب استاد قبلی همت گمارند.)ضمنا اگر جنابعالی خواب تشریف داشتید و وقت اضافه عمرانیها برای حذف و اضافه نبودید گناه خود به گردن ما نیندازید.  

 

 

+ نوشته شده در 10:32 توسط هومن آل نوری.
چهارشنبه 26 مهر1385
اندر حکایت دانشگاه ها و فیلم های مرتبط با انها !!

راستش یه مطلب دستم اومد دیدم بد نیست شما هم بخونید و ازش لذت ببرید . (قبل از هر چیز میخوام یه موضوعی رو متذکر بشم : این نوشته  فقط جنبه طنز داره وبه هیچ وجه نمی خواهد هیچ شخص (یا اشخاصی) را به استهزا و تمسخر بکشد)  . اینو گفتم تا برای هیچ کس سوء تفاهمی پیش نیاید.

 

تجلی نامهای برنامه تلویزیون (اعم از فیلم و سریال و....) با دانشگاه ها

کنکور=گذرگاه

دوران دانشجویی= سال های دور از خانه (یا دوران سرکشی )

استادان = این گروه خشن

خوابگاه دانشجویی = اپارتمان شماره۱۳

بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 12:18 توسط سید علی رضا یثربی.
دوشنبه 17 مهر1385
کلاس زمین شناسی
طبق خبری که آقای آسایش به ما دادند و گفتند که با استاد طهماسبی صحبت کرده اند >>>> کلاس روز ۵شنبه زمین شناسی تشکیل نمی شود>>>> البته در تاریخ ۲۰/۷/۸۵ فقط!!

+ نوشته شده در 12:6 توسط مهدی بیات.
دوشنبه 10 مهر1385
بی نظم , بی نظم , بی نظم تر از همیشه
وقتی اول مهر می آیی دانشگاه به نظرم باید بیشترین چیزی که نظر آدم رو جلب می کنه یه تغییراتی باشه تا تو رو امیدوار کنه به یه چیزی که لااقل ۳ سال دیگه بتونی دووم بیاری اما ای دل غافل ..........

امیدواری کیلو چند؟

-وقتی وارد میشی می بینی که آقایون تازه اول مهر یادشون افتاده که این خراب شده رو باید یه رنگ بزنند.

-وقتی می آیی دانشگاه می بینی آقایون تازه یادشون افتاده که وسط زمستون همدان که بتن رو       می ترکونه چه برسه به آسفالت باید راهسازی کنند.

-وقتی یه سری ورودی می بینی که میون زمین و هوا یه لنگه پا هستند.

-وقتی غذای سلف که به گفته دولت نباید گرون می شده و گرون شده.

-وقتی وسط یه مسجد باید نماز بخونی که هنوز دیواراش کامل نشدند.

-وقتی برای یه غذا باید یه ساعت توی صف بمونی.

-وقتی برای ورود به دانشکده مهندسی باید کپسول اکسیژن با خودت بیاری .

-وقتی یه روز نمی شه که سر تا پا خاکی نیایی دانشگاه .

 -وقتی روز حذف و اضافه تازه سر ظهر یادشون میافته که یه واحدی باید ارایه بشه.

-وقتی یه گروهی استاد نداره صدتا صدتا دانشجو می گیره .

-وقتی به بیست نفر انتقالی و مهمانی می دند که از هر جایی بیان دانشگاه ما.

-وقتی کسی فکر دانشجو های غیر بومی و خونه رفتن اونها نیست.

 -وقتی یه درس ارایه می شه به حد نصاب می رسه ولی هنوز پا در هواست.

-وقتی به یه دانشجوی عمرانی ورودی رسم فنی نمی رسه.

-وقتی خیلی استادا راحت می پیچونن و هیچ کی بیخ گلوشون رو نمی گیره.

-وقتی ..............

-وقتی...............

-وقتی..............

وهزاران وقتی دیگه .به نظرتون اینها میتونه چیزی به جز

بی نظمی , بی نظمی , بی نظمی باشه .

+ نوشته شده در 13:2 توسط هومن آل نوری.
یکشنبه 2 مهر1385
کارشناسی ارشد عمران

مهندسی عمران از جمله رشته هایی است که بیان گر کاربرد علم در ایجاد سازندگی و عمران کشور است. مهندسی عمران طیف بسیار وسیعی از کارها را در بر می گیرد. یعنی اگر بخواهیم ساختمان ٬ پل٬ برج٬ تونل٬ راه٬ سیلو یا شبکه های فاضلاب بسازیم ٬ در آغاز به یک مهندس کارامد عمران نیاز داریم تا علاوه بر رعایت جنبه های فنی و اجرایی ٬ اقتصادی نیز عمل کند. چون افتصادی بودن یک اصل در مهندسی عمران است.

این رشته در سطح کارشناسی دارای سه گرایش عمران- عمران٬ عمران- نقشه برداری و عمران- آب است.در چند سال اخیر اکثر رشته های دانشگاهی به دلیل عدم هماهنگی میان صنعت و دانشگاه به حد اشباع رسیده اند که مهندسی عمران از این قاعده مستثنی نیست. ولی لازم به ذکر است این رشته از معدود رشته های دانشگاهی است که فارغ االتحصیلان آن به صورت شخصی از طریق عضویت در سازمان نظام مهندسی ساختمان یا در بخش خصوصی در شرکت های پیمان کاری و مشاور ٬ جذب بازار کار می شوند. در دستگاه های اجرایی ( شهرداری ٬ راه و ترابری٬ بنیادمسکن٬ مسکن و شهرسازی)نیز امکان جذب مهندسان عمران وجود دارد. فارغ التحصیلان این رشته در مقطع کارشناسی ارشد ٬ در 12 گرایش کاملاً تخصصی به ادامه ی تحصیل بپردازند.

مواد امتحانی در کنکور کارشناسی ارشد به شرح زیر است:

زبان تخصصی٬ ریاضیات٬ مقاومت مصالح٬ تحلیل سازه ها٬ مکانیک خاک٬ مکانیک سیالات

که همه ی درس ها دارای ضریب1 می باشند.(البته این ضوابط برای کنکور85 می باشد .)

دانشگاه های سراسری پذیرش کننده در مقطع کارشناسی ارشد عبارتند از:

تبریز- تربیت مدرس- دانشگاه تهران- دانشگاه شهید باهنر کرمان- سمنان- صنعتی اصفهان- شیراز- امیرکبیر- صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی- صنعتی شریف- علم و صنعت- ارومیه- زنجان- سیستان و بلوچستان- شاهرود- فردوسی مشهد- گیلان- مازندران- محقق اردبیلی- یزد- پژوهشگاه زلزله- بوعلی همدان- چمران اهواز- هرمزگان- پژوهشکده ی ساختمان مسکن- دانشگاه بین المللی امام خمینی- صنعتی سهند تبریز- دانشگاه علوم و فنون مازندران( غیر انتفاعی) – خلیج فارس- بوشهر

 

آزاد:

تهران جنوب- تهران علوم تحقیقات- نجف آباد- شوشتر- بندر عباس- زاهدان- تهران مرکزی- کرمان- مراغه- مهاباد- زاهدان

این رشته دردانشگاه های آزاد فقط برای پسران است ولی در دانشگاه های ملی امکان تحصیل برای دختران هم وجود دارد.

 البته مطلب بالا زیاد کامل نیست و توضیحی در مورد گرایش ها در کارشناسی ارشد نداره/چون اطلاعات کاملی درباره ی کلیه ی گرایش ها پیدا نکردم .

+ نوشته شده در 0:48 توسط سپیده فرجی مقدم.
پنجشنبه 30 شهریور1385
اطلاعيه

امروز كه رفته بودم دانشگاه اطلاعيه اي تو بورد زده بودن راجع به درس زمين شناسي :همون طور كه قبلا  گفته بودم روز كلاس پنج شنبه هاست وساعت كلاسها هم اينه :  

  ((  گروه ۱ ساعت ( ۱۰-8 )و گروه ۲ ساعت (۱2-۱۰) ))

در ضمن برا گرفتن بر چسب پشت كارت دانشجويي هم بايد تاييديتون رو استاد راهنما امضا كنه و از آموزش (آقاي مينايي) بر چسبو بگيرين. برا ورودي دانشكده هم دارن يه در بزرگ فلزي نصب ميكنن.خوابگاه هم اونطور كه بچه هاي مكانيك مي گفتن از چهارم  پنجم مهر راه ميفته.                   

 ((روز حذف و اضافه  نهم و دهم مهر))

+ نوشته شده در 0:8 توسط میلاد نامداری.
پنجشنبه 23 شهریور1385
زمین شناسی مهندسی و...

طبق آخرین صحبتهایی که با آقای دکتر طهماسبی استاد زمین شناسی داشتم قراره که کلاس زمین شناسی توی مهر طی چند جلسه پنج شنبه ها برگزار بشه و امتحانشم احتمالا اواخر مهرماهه.کارنامه و برگ تاییدیه انتخاب واحدم  ۲۶ام همین ماه میدن.

در ضمن در مورده ویژه نامه ای که هومن پیشنهادش رو داده بود هم با آقای طهماسبی و زارع صحبت کردم که از نظر اونا مشکلی نداره ولی نباید اظهار نظرهای شخصیه بچه ها توش باشه.البته کسب مجوز هم بعهده آموزش دانشکده است که اونم بهتره بعد از آماده شدن مطالب و تایید گروه دنبالشو بگیریم اما هومن جون یه کم باید عجله کنی در ضمن لیست اساتید و... اون طور که آقای زارع می گفت باید عوض شده باشه و اون پارسالیه نیست که باید از گروه بگیری.

دانشگاه هم کما فی السابق در به داغونه(البته خیلی بدتر) و کارگرا مشغولن .معلوم نیست تا کی طول میکشه اما چیزی که جالبه اینه که آخره تابستونیه آقایون به فکره زیباسازی افتادن و ما باید هم چنان خاک بخوریم و منتظر بمونیم کی ساخت وساز تموم میشه.ظاهرا خیابونهای تنگ و باریک گذشته هم میخواد به بزرگراه تبدیل بشه .تابلوی دانشکده مهندسی هم کماکان روی زمین افتاده (بیچاره ورودیهای امسال هم مثل ما باید از صد نفر بپرسن تا دانشکده رو پیدا کنن چون ساختمونه ضایعش به هر چیزی می خوره جز دانشکده تازه اونم مهندسی!!) ضمنا ساخت مسجد دانشگاه که بیشتر از همه فکر دوستان رو درگیر کرده هم پیشرفت قابل توجهی داشته و گنبدش هم تکمیل شده که اگه با کمبود بودجه مواجه نشنو چند تا کارگره افغانی هم استخدام کنن(فقط حیف که غرب کشوریم؟؟!!)و لطف و عنایات مسئولین شامل حالمون بشه به امید خدا و دعای خیر مردم وقتی که نوه دار شدید شاید نوه هاتون بتونن توش نماز بخونن تازه در صورتیکه تغییر کاربری نده وبه دیگر محیطهای فرهنگی تبدیل نشه و از همه مهمتر اگه سازه اش فرو نریزه وتا اون موقع دوام بیاره و آئین نامه ۲۸۰۰ توش رعایت شده باشه.

+ نوشته شده در 2:17 توسط میلاد نامداری.
چهارشنبه 22 شهریور1385
قصه من و این انجمن

درسته که احسان توی مطلبش با ما بچه های انجمن شوخی کرده بود اما گفتم  شاید بد نباشه که حقیقت را بدونید وبعد خودتون قضاوت کنید.

تو هفته پژوهش بود که یه دفعه با دیدن این صحنه که راهروی گروه عمران محل نمایشگاه بچه های صنایع یک کم بهم برخورد و پیگیر شدم که چرا بچه های عمرانی نه نمایشگاه دارند و نه برنامه ای وچشمتان روز بد نبیند دیدم که انجمن علمی گروه عمران چند سالی هست که تعطیله  پس تصمیم گرفتم که این انجمن رو دوباره راه بیاندازم.اما انجمنی که هیچی نداشت هیچی...... نه اساسنامه ، نه مهر، نه دفتر. من بودم تنها و هیچ کس نبود البته به جزء حسن (آسایش). دنبال کارها بودیم تا اینکه اساسنامه کلی انجمنهای علمی رو گیر آوردم خلاصه بگم که اگه انجمنی توی اون دانشگاه شکل گرفت (چه عمران چه گروههای دیگه) ما پیش قدم بودیم ولی گروههای دیگه همه چیز داشتند و ما دست خالی. بچه های صنایع ،سال بالایی هاشون رو داشتند ، مکانیکی ها هم خوب دیگه بالاتر از رئیس دانشگاه کی رو می خواند؟اما ما توی اون دوره زمونه حتی مدیر گروه هم نداشتم.خوب دیگه ولی قرار شد تا قبل از عید ثبت نام انجام بشه و بچه های انجمن بعد از انتخابات مشخص بشند اما چشمتون روز بد نبیند که دیدیم استقبال عمومی بسیار گسترده و در حدود مایل به یکی دو نفر بود کم کم داشتم نا امید می شدم خیلی بده واقعاً بده که 80 نفر آدم هیچ کی دلش به حال خودش نسوزه(وااسفا) من که کم کم از  بچه ها ناامید شده بودم و درست حسابی بچه های عمرانی مخصوصاً خانم ها رو نمی شناختم تصمیم گرفتم که خودم یه تیم تشکیل بدم و با اون بچه ها کار کنم (البته اونایی که می شناختم کاری هستند، البته بعضی هاشون زیاد کاری از آب در نیومند) خوب دیگه در بیابان لنگه کفش هم غنیمتی است(البته جسارت نباشه) اولش قرار بود که ما 84ی ها 4 نماینده و 83 ی ها سه نماینده بدند و با هم یه ائتلاف تشکیل بدیم وبزنیم تو کار انتخابات.خوب دیگه قول و قرار بچه های 83 هم تو خالی از آب دراومد ما هم مجبور شدیم با یه گروه 84ی کار کنیم.دنبال بعضی ها هم رفتیم که عده ای ناز کردند. خلاصه من بودم و4 نفر که همه اونها هم آقا بودند (خودمان را می گم:من و حسن و مهدی و محمد)خیلی جالبه که آدم برای یه کار دسته جمعی بیاد از عده ای بخواد برای به حدنصاب رسیدن کاندیداها بیایند در انتخابات شرکت کنند و کاندیدا بشوند راستش رو بخوایید خیلی برام جالب بود.می پرسید برای  چی ؟ برای این که چهار نفر از عمرانی های در آستانه مشروطی واخراجی هم کاندید شده اند (80ی بودند) البته نمیدونم منظورشون چی بوده ولی فکر کنم چیزی به جز منفعت طلبی چیزی نبوده اما حالا با قطعیت می تونم خدمت اون عزیزان که هر چی باشه سال بالایی ما هستند یا بهتره بگیم بودند عرض کنم بهترشد که آقای عبداللهی اجازه حضور در انتخابات این جانبان را نداد  بالاخره این نگرانی من برطرف شد وانتخابات می شد که برگزار بشه چون انگاری دو سه نفر که نه پنج شش نفر از خانمها فکر کنم برای جنجالی شدن انتخابات بود که لحظه آخر برای ثبت نام آمده بودند.

انتخابات به خاطر نبود آقای عبداللهی و مسافرت تشریف داشتن ایشون برگزار نشد چون نه مجوز داشتیم نه صندوق پس انتخابات موکول شد به بعد از عید که ما تا یه کم جنبیدیم انتخابات قرار شد برگزار بشه. حالا جالب تر از همه اینکه دو نفر از سال بالایی های گرام و عده ای از دوستان روز قبل از انتخابات آمده بودند و رخصت حضور در انتخابات را می خواستند و ما به خاطر اینکه زمان نام نویسی تمام شده بود فرصت نگفتیم .

 حال نمی دانم شما کاغذهای نام نویسی در انتخابات و شرکت در انتخابات را دیدید یا نه ولی آن اوراقی که ما به خرج جیب خود چاپ نمودیم چیزی متجاوز بر 30 برگه شد حال اگر شما دوستان واقعاً آن برگه ها را ندیدید پس حق دارید که سلطه همه جانبه مکانیک را حتی بر در و دیوارهای گروه عمران نبینید و راست گفته اند که خلایق را هر چه لایق.   

وقتی می خواهی برای انتخاباتی در حد یک گروه دانشگاهی نه حتی دانشکده ای (چون متاسفانه دانشگاه ما چیزی به عنوان دانشکده ندارد!!!؟؟)باید هزار ویک نفر را ببینی و هزارو صدویک امضاء خدا به عزیزان در وزارت کشور صبر عجیل عطا نماید(اللهی آمین)     

یا ایها المسلمون ، یا ایها الذین آمنوا

حال گناه بنده بوده که دلم به حال وضع خودمون سوخت گناه بنده بود که خواستم انتخابات را که وظیفه انجمن قبلی که با وضع موجود انگار از دانشگاه متواری گشته اند یا انگار دل پری از عزیزان بوعلی داشته اند که حتی حاضر نشدند نه که اسمی بلکه مهری بهر یادگار برای آیندگان به میراث گذارند.این کناه من بود که دنبال این کارها رفتم و صدها کار دیگه فقط برای خودمان.........................

پس بیایید با خودمون کمی رو راست باشیم اگه گناه از ما بوده ما رو به خیر و شما را به سلامت ولی اگه کم کاری از شما پس بسم الله.

 

+ نوشته شده در 20:54 توسط هومن آل نوری.
پنجشنبه 16 شهریور1385
ویژه نامه
با سلامی به تمامی دوستان عزیز

ییخشید یه چند وقتی مطلب نمیدم چون کامپیوترم یه جورایی خرابه.راستی ورود دوستان جدید را به انجمن وبلاگ نویسان عمرانی هم تبریک می گم ( انشاالله روز به روز به تعدادشون افزوده بشه). این چند وقته یه کم هم درگیر کارهای انجمن بودم که دم دست ترینشون یه ویژه نامه است که می خوام برای بچه های ورودی چاپ کنیم دوستان اگه مطالبی داشتید میتونید به e-mail من بفرستید.

راستی اگه با این موضوعات باشه بهتره:همدان ، دانشگاه بوعلی، عمران بوعلی سینا، ....

                                                                 hooman_ho2@yahoo.com

+ نوشته شده در 18:50 توسط هومن آل نوری.
چهارشنبه 15 شهریور1385
اتحاد عمران

سلام دوستان گرامی،من در هفته های اخیر مطلب انتخابات را در وبلاگ نوشتم واز این مطلب به عنوان یک مطلب طنز یاد کردم.همین طور که همه میدونیم مطلب طنز مطلبیه که حقایق تلخی را در بر داره (بالاخره از زبان فارسی استفاده کردیم).من دوست داشتم که شما عزیزان در بخش نظرات به این حقایق اشاره کنید ولی هیچ کس این موارد را گوشزد نکرد.پس تصمیم گرفتم این موارد را در قالب یه مطلب دیگه به اطلاع همه برسونم:

1.اولین مورد اینه که من این مطلبو به آقایون منحصر کردم،ولی با اعتراض هیچ کس مواجه نشدم.مگر خانمها نقشی در این انتخابات نداشتن؟قطعا نقش داشتن.ولی من میخواستم به این فاصله ای که مثله یه دره ی عمیق در بین خانمها و آقایون ایجاد شده وتا حالا هیچ کس به سلامت از این دره عبور نکرده اشاره کنم.به نظرمن ما داریم چهار سال از بهترین سالهای عمرمونو رایگان میفروشیم و در عوض چهار سال تلخ را به گرون ترین قیمت ممکن میخریم.من اولش نمی خواستم این موضوع را مطرح کنم ولی بعد از این که به دعوت هومن وارد وبلاگ شدم و ازجنبه ی بالای همه ی دوستان مطلع شدم جو حاکم را مناسب برای بیان این مطلب دیدم ومطلب انتخابات را مقدمه ای برای بیان این مطلب قرار دادم.ازهمه ی دوستان خواهش میکنم به دنبال مقصر این پیشامد نباشند و فکری برای حل این معضل کنند.به امید روزی که هیچ سلامی بدون پاسخ نماند.

2.درمورد دوم میخواستم به کم لطفی بعضی از دوستان در مورد شرکت نکردن در انتخابات و کلا کم توجهی به اموری که به همه مربوط میشود(با توجه به مورد پنجم مطلب انتخابات)اشاره کنم و امیدوارم که از این به بعد شاهد حضور پر شور همه ی دوستان در تمام عرصه ها  باشیم.

« به امید روزی که گروههای دیگر به اتحاد بچه های عمران غبطه بخورند»

 

+ نوشته شده در 0:25 توسط مسعود کاووسی.
یکشنبه 12 شهریور1385
اندر حکایت دانشگاه بوعلی در روزهای گرم تابستان
من که توی تابستون گذرم به دانشگاه نمی افته اما از بخت بد کلاهم  اونجا افتاد و مجبور شدم برم بردارمش به محض وارد شدن با مناظری روبرو شدم که از حیرت انگشت که سهل است تا مشتم رو به دندان گرفتم که اینجا دانشگاه است یاکارگاه ساختمانی !!  واقعا" جایتان خالی !
ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 0:14 توسط سید علی رضا یثربی.
یکشنبه 5 شهریور1385
انتخابات

تحلیل انتخابات اخیر انجمن علمی عمران:(البته در مورد آقایان کاندیدا)

 

1.عنوان انتخابات:فرمایشی

2.نامزدهای محترم:محمد عباسپور،هومن آل نوری،حسن آسایش،مهدی بیات

3.مسئولین برگزاری :محمد عباسپور،هومن آل نوری،حسن آسایش،مهدی بیات

4.مسئولین حمل صندوق انتخابات:هومن آل نوری وحسن آسایش

5.رأی دهندگان:اهالی محترم 238و239البته با نوازشهای صابر کیه بادرودی

6.مسئول حفظ امنیت: صابر کیه بادرودی

7.مسئولین شمارش آرا: محمد عباسپور،هومن آل نوری،حسن آسایش،مهدی بیات

8.عکاس:حسن آسایش

9.برندگان انتخابات: محمد عباسپور،هومن آل نوری،حسن آسایش،مهدی بیات

 

در ضمن لازم به ذکر است که رقابت سختی بین کاندیدهای محترم برای کسب کرسیهای انجمن علمی وجود داشت، چرا که برای این چهار نفر فقط چهار کرسی در انجمن وجود داشت.

+ نوشته شده در 23:38 توسط مسعود کاووسی.
پنجشنبه 19 مرداد1385
اخبار کنکوری

گروه ما (عمرانیهای 84) طبق دفترچه باید 35 دانشجوی روزانه و25 دانشجوی شبانه داشته باشد اما این محاسبات جور در نمی آید و ما الان حدود 80-75 دانشجو داریم .خوب یک سری دوستان مهمان هستند و یک سری…… . نمی دانم در دانشگاههای دیگر چه جور است اما انگار این ظرفیتها در بوعلی زیاد رسمیت ندارد. طبق اخبار جدید امسال ما در بوعلی ۶۰ دانشجوی روزانه و۲۲ دانشجوی شبانه داریم که طبق روند پارسال با تقریب خوبی دانشجویان عمرانی سال بعد ۱۰۰ نفر خواهند بود.

دانشگاه صنعتی همدان هم گشایش یافت این دانشگاه برای سال اول در رشته های مهندسی برق(کنترل) و مهندسی کامپیوتر(سخت افزار) دانشجو می پذیرد.

 

+ نوشته شده در 20:32 توسط هومن آل نوری.
شنبه 14 مرداد1385
مجله عمران

از تمامی دوستانی که سابقه کار نشریات دارند یا علاقمند به همکاری در نشریه علمی-تخصصی عمران هستند دعوت به عمل می آید تا اینکه علاقمندی خود را در قسمت نظرات ابراز کنید. 

انشالله به زودی در صورت تشکیل گروه تحریریه   بخش های مجله را برای فعالیت اختصاصی   بچه ها در زمینه های خاص روی وبلاگ می گذارم.

Ho2

 

 

+ نوشته شده در 13:15 توسط هومن آل نوری.
جمعه 23 تیر1385
دادگاه صحرایی

عده ای می گفتند یاغی و عده ای ما را شورشگر و عده ای حتی ما را سردسته آن شورشگران نامیده بودند(تونو به خدا فکر نکنید که ما می خواستیم آشوب به پا کنیم، ما جرممون یه چیز دیه است ، راستی نگران نشید پای قتل و تصادف و کشت و کشتار در میان نیست منظورم همون یه چیز دیگه بود.).

داشتم می گفتم عده ای دادگاه تشکیل داده بودند(آن هم از نوع صحرائیش) و ما را متهم به حضور همه جانبه و عوام ناپسند در یکی از کلاسها کرده بودند. حالا ما هرچه می خواستیم به دادگاه لاهه شکایت کنیم که به جان خودم نه به جان خودتان یه سوء تفاهمی شده به ما جواب رد دادند. حتی کار به سازمان ملل هم کشید که پس از بررسی های اولیه ، پرونده نیمه کاره رها شد(قرار شده بعد از پرونده انرژی هسته ای بررسی شود.).

تا اینکه یک ترمی گذشت و ما طی دیدی و بازدیدی با همدان و عیدش و در پی ملاقاتی کاملا سری و بدون برنامه ریزی قبلی سری به کلاسی زدیم زمین شناسی نام . دیدیم که عده ای نشسته اند و به حرف استاد گرام گوش فرا دهند (گوش فرا دادنی) ما هم نشستیم گفتیم به حتم یقین حرف مهمی می زدند که حتی عده ای غریبه در این جمع بودند(لابد دیه والا دیگران که بیکار نیستند.). ما که برای پروژه فیزیک و قص علی هذا به همدان آمده بودیم به جمع پرشور آنها پیوستیم .

 ادامه دارد....

Ho2

+ نوشته شده در 7:36 توسط هومن آل نوری.
جمعه 23 تیر1385
فلسفه عمومی

فلسفه عمومی چیست؟

در همه دانشگاههای ايران(البته بجز بوعلی) مرسوم است که دانشجويان ترمي لااقل 2 واحد عمومی ميگيرند تا اينکه معدلشان را بالا بکشند و از مشروطی(خدای ناکرده) رهايي يابند اما در بوعلی اين قضيه برعکس است. مثلا : بايد با اساتيد اختصاصی چک و چونه زد تا دروس عمومی آنها را مشروط نکند. (آن هنگام که ماکسيمم يک درس عمومی از استاتيك پايين تر است)

علل اين واقعه:

اين اساتيد دانشکده مهندسی را با دانشکده ادبيات و علوم انسانی اشتباه گرفته اند.

اين اساتيد می خواهند متذکر اهميت دروسشان شوند که تا آن حد است که يک مهندس را بدبخت کند.

اين اساتيد می خواستند مهندس شوند و نشدند .

(٭البته اين مطالب خطاب به تمام اساتيد دروس عمومی نيست و خطاب به عده ای محدود از آنها است.)

نتيجه گيری :

عمومی نگيريد تا معدلتان پائين نيايد و مشروط نشويد

(با عرض پوزش از تمام کسانی که داغ دلشان تازه شد.)

٭راستی فکر نکنيد که من مشروط شدم و خواستم دق و دلی خودم را خالی کنم ولی هر چه باشد ما خواستيم با دوستان همدردی کنيم .

HO2

+ نوشته شده در 7:29 توسط هومن آل نوری.
سه شنبه 30 خرداد1385
و زمین شناسی
با سلام و عرض تشکر از بچه های عمران که تا به حال در وبلاگ عمران مطلب یا نظر داده اند .           

حال که امتحانات شروع شده و همه سخت مثل قاشق تو عسل گیر کردیم می فهمیم که چه حال اساسی آقای طهماسبی به ما داد و گرنه حالا باید می نشستیم و این کتاب را هم مثل بقیه در سرمان می زدیم.

در اینجا جا دارد با هم (چه از زمین شناسی بدمان بیاید و چه خوشمان ) دست در سدت هم دهیم وبرای سلامتی دوباره آقای طهماسبی دعا کنیم و برای روح تمام عزیزان این استاد طلب مغفرت کنیم.

HO2  

+ نوشته شده در 12:21 توسط هومن آل نوری.
جمعه 12 خرداد1385
کلاس زمین شناسی
این زمین شناسی را چه می شود ؟

*عده ای می گویند باید امتحان بدهیم .

*عده ای می گویند حذف می شود.

*عده ای می گویند.......................

و خیلی حدس وا احتمال دیگر اما واقعیت این است که :

طی صحبتی که با آقای طهماسبی داشتم ایشان گفتند که:

دو حالت وجود دارد:

۱.این که کلاس جبرانی قبل از پایان ترم گذاشته شود.

۲.کلاس به صورت ناتمام اعلام می شود و در کارنامه به جای نمره حرف ن گذاشته می شود و در ترم بعد چند جلسه کلاس جبرانی گذاشته می شود و امتحانی در مهر یا آبان برگزار می شود ودر کارنامه ترم سوم نمره این درس در نمرات ترم دوم ثبت شده و همچنین این کار محدودیتی برای انتخاب واحد ترم سوم ایجاد نمی کند.

باتوجه به فرصت کم باقی مانده تا پایان ترم راه ۲ احتمالاْ اجرا می شود.

باآرزوی موفقیت برای تمام دوستان در ترم آتی

آل نوری-Ho2

+ نوشته شده در 23:1 توسط هومن آل نوری.