X
تبلیغات
عمران بوعلی
جمعه 4 آذر1390
روزهای برفی بوعلی

+ نوشته شده در 20:49 توسط محمد عباس پور قادی.
چهارشنبه 1 آبان1387
چرا دوست دارند با نقاب باشند؟

زمانی در سیاست و در میان گروههای مخالف مخفی که در حال مبارزه با دیکتاتور­های سرکوبگر بودند، داشتن نام مستعار امری عادی، طبیعی و الزامی بود چرا که مصونیت و امنیتی را ایجاد می کرد که در پناه آن ، فرد قادر به ادامه زندگی بود و می توانست با استفاده ازنام مستعار و پنهان کردن نام واقعی خود بهترین و بیشترین  بازده در کار تبادل اطلاعات و نفوذ کردن به منابع اطلاعاتی  را داشته باشد و در عین حال از وارد شدن آسیب به زندگی عادی و روزمره خود و اطرافیانش بکاهد. تمام اینها و موارد دیگری از این قبیل مجموعه محاسنی را برای استفاده از نام مستعار و الزام به آن را در مبارزات سیاسی بوجود می آورد.

در عرصه وبلاگ نویسی  و در فضای اینترنت داشتن نام مستعار ممکن است دلایل زیادی داشته باشد ولی من  به این دلایل   در اینجا نمی خواهم بپردازم . تنها بر یک مورد خاص قصد انگشت گذاشتن دارم و آن هم در زمینه انتقاد کردن از اشخاص مختلف و اظهار نظر کردن در مورد حرفها و صحبتها و عملکرد آنها ، تحت نام مستعار است.

از نظر من این رفتار نشان دهنده نهایت محافظه کاری، دو رویی  و عدم صداقت و شجاعت در بیان نظر است.

ماآدمها با همدیگر برخورد داریم، معاشرت می کنیم، در کوچه و خیابان و محافل و مجامع همدیگر را می بینیم، گاهی سلام علیکی داریم گاهی رفت وآمدی  گاهی دوستی زیادی  و گاهی هم دشمن هم می شوییم. دوست داریم که کارهایمان مطلوب دیگران باشد تا در چشم آنها خوشایند جلوه کنیم . دوست داریم توجه مثبت دیگران را به خوذمان جلب کنیم . دوست داریم نظر دیگران درباره ما منفی نباشد و دوست داریم آنها به ما محبت داشته باشند و تلاشمان در جهت کسب هر چه بیشتر محبت ، احترام، محبوبیت و جذابیت بیشتر است.

 برای همین هم سعی می کنیم بیشتر خوبی های آدمها  و نقاط مثبتشان را در پیش رویشان بازگو کنیم و بدی ها و نقاط منفی شان  را در پشت سر. اگر انتقادی به آنها داریم سعی می کنیم آن را در لفافه و یا غیر مستقم و یا به وسیله واسطه ای آن را بیان کنیم و هرگز دوست نداریم که با انتقاد مستقیم و بی پرده و عیان، از نگاه مثبت آنها به خودمان بکاهیم. خلاصه آدمها تمایل دارند و می خواهند که وجهه خود را نزد دیگران بهتر کنند ، نه اینکه آنرا از بین برده و یا خدشه دارش کنند و دوست دارند تا می توانند عزیز و محترم و دوست داشتنی  باشند از دریچه چشم دیگران.

چرا که اکثر مردم به این نکته آگاهند که  ایراد گرفتن و انتقاد کردن و اشتباه دیگران را به رخ کشیدن و نقاط منفی و ضعف دیگران را بازگو کردن مورد خوشایند و مطلوب اکثریت نیست و به احتمال  بسیار زیادی ممکن است تاثیرات بدی بر روابطه احتمالی حسنه آینده آنها بگذارد و برای پیشگیریهای معقول و منطقی ترجیح می دهند  در پشت نام مستعار مخفی شوند. و نام مستعار محمل مناسبی می شود برای ایراد و انتقاد از دوست،آشنا، فامیل، همکار، همسایه و غریبه و حتا دشمن.

با این شیوه هم به راحتی و در کامل آزادی و رهایی از هر قید و بندی حرف خود را زده و در کنار آن نه دوست و آشنایی را از خود رنجانده ایم و نه راه رابر دوستی های احتمالی آینده بسته ایم و نیز به دشمن خود هم اعلان جنگ نداده ایم چرا که فقط تیرهایی به سوی او پرتاب کرده ایم که سر منشا آن برای او ناشناخته است و قادر به عمل متقابل نخواهد بود.و به خاطر همین ملاحظات و محافظه کاری ها و ترسها نامهای مستعار بر خودمان می گذاریم .

اما به گمان من همه اینها بی ارزش است  چرا که کوچکترین و جزیی ترین انتقاد تحت نام مشخص و معین هزاران بار ارزشمند تر از کوبنده ترین و تیزترین انتقادات تحت نام مستعار است.

محافظه کاری در عدم انتقاد و شجاعت در انتقاد با نام مستعار نیست. چرا که در عرصه انتقاد به اشخاص و عملکرد آنها خطری جانی و مالی تهدیدمان نمی کند که به خاطرش بخواهیم در پشت نام مستعار سنگر بگیریم.( البته وارد مقوله انتقادهای سیاسی نمیشوم . هر چند که  گمان می کنم هم اکنون اجرای آنها زیر پوشش نام مستعار هم دیگر عملی منسوخ شده است.) تنها چیزی که در انتقاد  با نام واقعی ممکن است، به خطر افتادن و از دست دادن موقعیت ها و منافع احتمالی و یا تضمینی حال و آینده فرد منتقد است.

براستی از کجا می توانیم مطمئن باشیم که کسی که امروز منتقد و ایراد گیرنده بر من بوده ساعتی قبل با من غذا نخورده ، به گردش نرفته، بحث نکرده ، به خانه ام نیامده و سپس با زدن نقاب دورویی و تزویر و سواستفاده از واکنش های صادقانه دست به انتقاداتی مغرضانه در زیر نام مستعار زده است  ؟

آیا پنهان شدن  در تاریکی و مخفی ماندن در پشت نام مستعار و اشکارا مردمان پیدا  را مورد هدف قرار دادن کمی مزورانه نیست؟ براستی چه دلیلی جز ترس ،تعریف کننده این پنهان شدن و عدم تمایل به دیده شدن است؟ بی تردید ترس تنها نام کامل و در بر گیرنده تمام دلایل ممکن و احتمالی  پنهان شونده است . ترس برای از دست دادن. از دست دادن منافع . موقعیت . محبوبیت . روابط  ووو

دوست نداریم دیده شویم و شناخته شویم چون دوست نداریم با شناختنمان دیگران نیز بتوانند ما را بکاوند و نقاط ضعف ما را در روشنی بیابند. چون دوست نداریم مورد قضاوت واقع شوییم و خوانند گان نتوانند تشخیص دهند که عالم بی عمل هستیم یا با عمل! چون حرف زدن از عمل کردن دشوارتر بوده و همین طور راحتر و آسانتر . چون نسخه پیچیدن برای دیگران همیشه کاری سهل و ممتنع است و  چون دیده نمی شویم هچیکس نمی تواند  در مورد خودمان و درستی اعمال و رفتارمان قضاوت کد. چون تئوری  صادر کردن راحتر از عمل کردن است و هیچ معلوم نیست که این منتقد و ایراد گیر آیا به آنچه که می گوید و یا می نویسد معتقد است و عمل می کند یا نه؟

چرا که نوشته هایش بدون امضاو فاقد هویت واقعی است .برای قضاوت کردن در مورد دیگران نیاز به نگاه کردن به کارنامه عملی آنها هست و کار نامه عملی هر فردی بر مبنای هویت واقعی آن فرد شکل می گیرد . ما چگونه می توانیم کارنامه دیگران را در پیش روی خود بگذاریم در حالی که با دستمالی سر و صورت خود را محکم بسته ایم تا شناخته نشوییم ؟ چگونه این حق به ما داده شده است و آیا موضع طرفین در این بررسی عادلانه و یکسان است؟ در حالی که یکی خود را محق می داند دایم دیگران و عملکرد دیگران را مورد قضاوت و بررسی قرار دهد در حالی که خودش کارنامه ای ندارد . چرا که حرف تنها کافی نیست و تنها حرف زدن نمی تواند مبنای قضاوت قرار گیرد .

پس بهتر است دستمالها از روی سر و صورت بر داشته شود و جلاد و قربانی هر دو به وضوح تمام همدیگر راشناسایی کنند.

حفظ کردن همه جناحها، دوستها و دشمنها و در عین حال حرف خود را هم زدن و در عین حال ریز بینی و تیز بینی و دانش  خود را به رخ کشیدن و تنها بر نقاط ضعف دیگران انگشت گذاشتن  و خود را پنهان کردن، نهایت ریا کارانه عمل کردن است.چون که همیشه در مواقع انتقاد از دیگران به این روش رو می آوریم و در زمان تحسین و تمجید از دیگران ترجیح می دهیم که نام واقعی خود را بنویسم.

درست است که در فضای مجازی اینترنت هر شخصی مجاز به گفتن هر سخنی تحت هر هویتی می تواند باشد اما آنچه که مهم است این است که خواننده  نوشتار بداند و حس کند که نویسنده در قبال آنچه که نوشته مسول است  و ایجاد تردید در خواننده و مخاطب مبنی بر عدم وجود واقعی نویسنده  و یا دوگانه بودن شخصیت نویسنده باعث سلب اعتماد  به نوشته میشود و در صداقت نویسنده نسبت به نوشته خود ایجاد شک و تردید می کند و احتمالن به خاطر پنهان ماندن نام نویسنده   به مغرضانه بودن نوشته گمان می رود. درست است که داشتن نقاب به ما جرات و جسارت و شهامت می دهد ولی آیا این من جسور پنهان شده در پشت نقاب همان من واقعی ماست؟

نویسنده : منصوره اشرافی ;

از اینجا

+ نوشته شده در 2:35 توسط محمد عباس پور قادی.
چهارشنبه 1 آبان1387
در باب روانکاوی کامنتهای بی نام و نشان !

کامنت بی نام و نشان طیف گسترده ای را در بر می گیرد  از کامنتهای انتقادی مودبانه و غیر مودبانه گرفته تا کامنتهایی با فحش ها و دشنامهای ادبی و غیر ادبی.

شجاعت در دادن هر نوع دشنام و صراحتی که در بر خی از کامنتهای نوع دوم وجود دارد فقط زاییده سنگر گرفتن در پشت یک کیبورد است و از هیچ دلیل و منطق خاصی پیروی نمیکند. کامنتهای دشنام و ناسزا که اصلن قابل بررسی و کنکاش نیستندچرا که بدیهی است از یک ذهن بیمار نشات می گیرند .ولی کامنتهایی را که جنبه انتقاد آمیز دارند(البته با ادبانه و یا بی ادبانه) را می توان تا حدی بررسی رفتاری کرد. 


مردم جاهای دیگر را نمی دانم ولی ما ایرانیها یک مشکلی که داریم اینست که عادت کرده ایم حرف دلمان را " پشت سر" بزنیم و حرف غیر دلمان را در "جلوی رو".

شاید این خصلت مهمان نوازی "ماها" هم ناشی از این نکته باشد. گفته اند ایرانی ها مردم مهربان ، خوش قلب و خنده رو  و مهمان نواز هستند . در کنار این خصوصیتها تعارف هم چیزی است که نبودن آن مترادف با "بی ادبی" در اذهان مردم تلقی می شود . ما به قدری پایبند تعارف هستیم که گاهی این تعارفات  را نسبت به  شخص خودمان هم اعمال می کنیم.

وقتی مهمانی را به خانه دعوت می کنیم  اغلب دلیل این کارمان تنها این نیست که دوست داریم ساعاتی در کنار آن فرد باشیم بلکه هزاران دلیل دیگر برای این حرکت و این دعوت وجود دارد که همه آنها بر می گردد به مسایلی غیر از "اشتیاق به دیدار"ان فرد مزبور.

وقتی به خرید می رویم ، وقتی مهمانی می رویم، وقتی مهمان دعوت می کنیم و وو هزاران بار حرفهایی را می زنیم که نه به آنها اعتقاد داریم و نه قلبن مایلیم و صرفن فقط به خاطر رعایت اصول ادب و آداب دانی غلطی که فکر می کنیم درست است آنها را همیشه تکرار می کنیم.

اما در خلوت خودمان چه می گوییم و چه فکر می کنیم و چگونه قضاوت می کنیم؟

 این خصوصیات  گویی قرنها است که در ما ریشه دوانده . یاد شعر حافظ افتادم که: واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند / چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.

این رفتار نه تنها  در انحصار واعظان است بلکه در نهاد اغلب ما مردم نیز وجود دارد . کافی است که مهمانی که چندین ساعت در خانه امان بوده و بدون هیچ گونه قصوری از او به نحو احسن پذیرایی کرده ایم پایش را از در خانه امان بیرون بگذارد ...آنوقت شروع می کنیم با شدیدترین وجه نکات منفی آن فرد را به میان کشیدن و تازیانه انتقادهای بی مورد و با مورد خود را بر شبح او وارد کردن...  در یک مغازه فروشنده خاضر نیست که حتی یک ریال هم به مشتری تخفیف بدهد ولی هنگامی که مشتری میخواهد پول را پرداخت بدهد کلمه(قابل ندارد)را میشنود .

واقعن ما خیلی از کلمات را بدون دقت در معنی آن به کار میبریم وخیلی از کلمات را بر خلاف میل مان.همین تعارفها که اکثرا بر خلاف میل باطنی و قلبی مان است.

 

شاید در وهله اول این تعارفها بد به نظر نیایند ولی من فکر میکنم این هم خودش یک نوع دو رنگی و دروغ بافی استکه فقط شخص برای خوشامد دیگران و نیز خوب جلوه دادن خودش به کار میبرد.مثلا چه توجیهی دارد این نمونه که از شخصی که خوشتان نمی آید ولی به خانه اتان دعوتش میکنید وبا وجودی که دوست دارید هر چه زودتر برود او رابرای شام نیز نگه میدارید وهمان طور که در ذهنتان طناب دار ش را می بافید کلی خوش و بش میکنید. چرا وقتی من (من نوعی)به خون یک نفرتشنه ام وقتی در مقابلش قرار می گیرم قربان صدقه اش میروم؟

چرا وقتی از دیدن یک نفر بیزاریم با اصرار تمام او را به خانه امان دعوت میکنیم؟

چرا در پشت سر دیگری یک جور و در مقابلش جور دیگری صحبت می کنیم؟

ما تعارف زیادی داریم . هم با خودمان . هم با دیگران و الان این خصیصه خودش را در فضای اینترنت در قالب کامنتهای بی نام و نشان جلو ه گر ساخته. چرا یاد نگرفتیم که اگر حرفی ، ایرادی، انتقادی از کسی یا چیزی داریم آن را خیلی مستدل و انسانی مطرحش کنیم  ؟ چرا مطرح کردن هر انتقادی را به حساب دشمنی می گذاریم؟ چرا دوست داریم حرف دلمان را بگوییم اما نگوییم که این حرف من است؟ چرا فحش می دهیم و فردای آن روز به همان کسی که از طریق یک کامنت بی نام و نشان فحش داده ایم ، سلام علیک گرم و دوستانه ای می کنیم؟

 شاید دلیل همه کارها این است که عادت کرده ایم محتاط باشیم . عادت کرده ایم که هیچ وقت منافع احتمالی اینده را از دست ندهیم . عادت کرده ایم که دور رو باشیم . عادت کرده ایم که دوستی را فقط در تحسین و تمجید ببینیم و دشمنی را در انتقاد کردن . شاید هم یاد نداریم درست انتقاد کنیم و چون با همین یاد نداشتن ، دوست هم داریم حرفمان را بزنیم به ناچار تحت پوشش نام مستعار فحشمان را می دهیم.

من فکرمی کنم یکی از دلایل عدم پیشرفت ما در خیلی از زمینه ها این است که اگر کاری می کنیم درست بودن آن کار را یقین داریم و احتمال هیچ گونه خطایی را در آن نمی پذیریم . پس انتقاد پذیر نیستیم و چون انتقاد پذیر نیستیم  راه را بر هر گونه اظهار نظری از جانب دیگران سد می کنیم و چون خود محوری پیشه می کنیم نتیجه اش در جا زدن در همان جایی هست که بودیم.

فرهنگ سازی در همه زمینه ها مقدمه رشد و آگاهی است . ما اگر بتوانیم فرهنگ انتقاد کردن و فرهنگ انتقاد شنیدن را در خودمان تقویت کنیم باید مطمئن باشیم که دریچه های فکر و ذهنمان را به روی نظران مختلف باز گذاشته ایم و همین یعنی  تمرین دمکراسی و فرهنگ.

 نویسنده : منصوره اشرافی ;

از اینجا

+ نوشته شده در 2:25 توسط محمد عباس پور قادی.
دوشنبه 29 مهر1387
پارس درگاه
 

مدير محترم وبلاگ دانشجويان عمران بوعلی                                                                 

 تاريخ:  1387/7/28

http://parsdargah.team.googlepages.com/name-omran-87-7-25.gif

http://parsdargah.team.googlepages.com/name-moarefiSite-87-7-22.gif

http://parsdargah.team.googlepages.com/name-darjebanner-87-7-22.gif

 

+ نوشته شده در 0:37 توسط محمد عباس پور قادی.
جمعه 8 شهریور1387
اصلاحیه....
سلام .... الان که داشتم لیست دوباره نگاه می کردم دیدم روز بارگذاری دوشنبه نیست ( شرمنده !!) بنا براین اصلاح میشود :

بارگذاری روز سه شنبه ساعت 4-2 صحیح است .....

+ نوشته شده در 12:1 توسط سید علی رضا یثربی.